تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



تا بهار نیامده باید خاکهای باغچه دلهامان را زیر و رو کنیم بذری بپاشیم ، آبی بدهیم و در انتظار بهار بمانیم .

بهار فصل بذر پاشیدن نیست .

فصل به جوانه نشستن است . فصل شکفتن و روئیدن است .

بهار که بیاید دیگر بذری به کار نخواهد آمد . باید قبل از آمدنش دلهایمان را زیر و رو کنیم .

هرچه وسعت دلهامان بیشتر ، گلهای نیکوی باغچه مان بیشتر و زیباتر.

هرچه دلمان آسمانی تر ، گلهای باغچه مان زنده تر و شاداب تر.

در گوشه ای از باغچه دل بذر ایمان بکاریم و در گوشه ای نهال تقوا بنشانیم .

دانه های گل عفاف و حیا را در گوشه ای بیافشانیم .

باغچه را با دانه گل " عشق به ولایت " تزیین کنیم  و قدری هم آب صداقت و اخلاص بر آنها بپاشیم تا بهتر بروید و باغچه مان زیباتر شود و بهار ، باغچه وجودمان را بپسندد و به میهمانی دلمان بیاید .

میگویم روزی که بهار بیاید باغچه بی بذر میماند و پوسیده .

باور کنید که بهاری نخواهد شد بهار به چنین باغچه ای سر نخواهد کشید .

روزی که سبز ترین و زنده ترین بهار هستی بیاید ، روز که  روشنترین آیه پرورگار ظهور کند ،

آنروز دیگر ایمان کسی که از قبل ایمان نیاورده فایده ای نخواهد داشت .

آنروز روزیست که مجرمین به سیمایشان شناخته میشوند .

 روزی که چهره ها فریاد میزنند  و آنچه دردرون دارند بر آینه ظاهر و هویدا میکنند .

 بیاییم با نور معرفت آشنا شویم .

بیاییم نورانی شویم و بهاری شویم و دعا کنیم ، جرا که بهار می آید با همه سبزی اش .

با همه روشنی اش .

و سلام به نور خدا که هرگز خاموش نمیشود .

 سلام به ذخیره آخرالزمان . سلام به مهدی . به عزیز خدا ، به حبیب خدا .


منبع :http://www.peyambareomid.blogfa.com

+ نوشته شده در  88/01/02;ساعت 14:8;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

نيروي حيا و حجب كه عنصري دروني و روحي است، تدبيري از سوي خداوند براي كنترل آنان بر استفاده درست از جمال و جذابيّت خود در عرصه زندگي و جامعه است.

علاوه بر اين خداوند تدبيري ديگر نيز به كار گرفته است تا زنان در تحكيم عفاف و حياي دروني خود موفق تر باشند و رعايت عفاف، آسانتر صورت گيرد و آن عبارت است از طرح «حجاب». از اين رو خداوند احكام مربوط حجاب را چنين ياد كرده است: «وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا... وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ... وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ» (نور/31)

“و زينت هاي شان را – جز آنچه كه خود نمايان است – آشكار نكنند و بايد روسري خود را بر گريبان خويش فرو افكنند و زينت خود را... آشكار نكنند و پاهاي خود را به گونه اي بر زمين نكوبند كه زينت هاي مخفي آنان معلوم شود”

“وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (نور/60)

«و بر زنان وا نشسته اي كه اميد ازدواجي ندارند گناهي نيست كه لباس هاي خود را كنار بگذارند بي آنكه زينتي را آشكار سازند»

«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرً» (احزاب/33)

«و در خانه هاي تان قرار گيريد و جلوه گري جاهليت پيشين را در پيش مگيرد”

“يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا» (احزاب/32)

«اي زنان پيامبر اگر شما تقوا پيشه كنيد مانند هيچ يك از زنان ديگر نيستند پس در سخن گفتن نرمي نكنيد تا آن كسي كه در دل مرضي دارد طمع كند و سخني پسنديده بگوييد»

بقيه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  87/10/23;ساعت 14:21;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

" وقتی خداوند بخواهد زمینه ی بدبختی کسی را فراهم کند،موقعیت های زندگی او

به گونه ای پیش می آیند که روحیه ی حیاءِ او از بین برود،وقتی حیاء از بین رفت، به

کارهای خیانت آمیز رو می آورد و وقتی این گونه شد روحیه امانت داری وی از بین

می رود،و وقتی این روحیه از بین رفت فردی سنگدل و خشن خواهد شد و وقتی این

گونه شد چشم او بر حقایق و ایمان بسته می شود و تبدیل به شیطانی لعنت شده

می گردد. "

 

" الکافی،ج 2،ص 291 "

+ نوشته شده در  87/09/04;ساعت 13:55;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

 

خواهرم تو دیگر کودک نیستی   فاش گویمت عروسک نیستی


امروزه در علم حقوق،قانونی را مترقی می دانند که اثر بهتری داشته و بتواند جنایات را به حداقل برساند . از جمله قوانین اسلامی قانون حجاب برای زنان است. اصولا تکامل و  حفظ شخصیت حقوقی و حقیقی زن در پیاده کردن قوانین مکتب مقدس اسلام است . اسلام می خواهد که زن انسانی محترم و با شخصیت و دارای نقش بسیار مهمی در زندگی باشد .  از این رو تربیت کودکان را که زیر بنای اساسی جهت بنای جامعه است به وی سپرده  بر خلاف مکتب های دیگر که با استفاده از سنگرهای دروغین (آزادی زن) او را عروسکی بازیچه  هوا و هوس خود قرار داده است و کار را به جائی رسانده اند که حتی در تبلیغات کالا ها از بدن نیمه عریان زنان استفاده می کنند و بعنوان آزادی،آنان را به فحشا و منکرات می کشند . حال اگر بیائیم کشور خود را زیر ذربین قرار دهیم همین کارها را به صورت ضعیف تری مشاهده خواهیم کرد  اگر تا بحال به یک دکه روزنامه فروشی رفته باشید می بینید که تقریبا از هر بیست تا مجله به جراتمی توان گفت که هفده و یا هجده تا از آنها عکس زن بر روی جلدشان است. اول ها با عکس بچه کوچک شروع شد و می گفتند بچه است اشکال ندارد تاجائی که الان عکس فلان بازیگر را با چنان آرایش و پوششی روی جلد می اندازند که...!

این از زرنگی و هوشیاری دشمنان اسلام و یا هموطنانی است که بدلیل نا آگاهی خودشان از دین اسلام این کار را می کنند و بدتر از آن سادگی ما مردم است که به هر چیزی به راحتی تن می دهیم بدون آنکه چیزی درباره آن بدانیم چرا مسئولین درباره این مسائل کاری نمی کنند تا این کار ها نه تنها رواج نیابند بلکه از بین هم بروند!؟ بیائید ریشه های فرهنگ بیگانه را در کشور بخشکانیم.

 

چرا ما نباید مانند زنان غربی آزاد باشیم ؟

 ژان پل سارتر در سفری که به قاهره رفته بود اظهار داشت : به همسرم اجازه می دهم با هر که دوست داشت روابط جنسی برقرار کند چنانچه او به خودم همین اجازه را می دهد!!! چون تمام ما برای لذت بردن آفریده شده ایم و هرگاه خواستیم باید به سرچشمه های آن دست یابیم(واقعا چه طرز تفکر احمقانه ای)!!! این داستان هم خواندنش بدنیست : روزنامه اطلاعات تحت عنوان تظاهرات اعتراضی هزاران زن آلمانی علیه بی بند و باری جنسی در آلمان چنین می نویسد: "در بن بیش از دو هزار تن از زنان آلمانی روز شنبه گذشته در مقابل دیوان عالی قضائی آلمان فدرال در شهر کالزوه دست به تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به عدم حمایت قانونی از نوامیس بانوان در جوامع آلمان زدند.دیوان عالی قضائی آلمان چندی پیش رای دادگاه شهر وپرتال را دایر بر شش سال محکومیت برای یک نقاش ساختمان به جرم تجاوز به یک دختر کارآموز را مورد تجدید نظر قرار داد و مرد متجاوز را آزاد کرد . زنان آلمانی در اعتراض به رای دادگاه و رای دیوان عالی قضائی آلمان و عدم حمایت قانونی کافی از نوامیس خود به هنگام عبور از جلوی ساختمان دیوان با پرتاب تخم مرغ گندیده به این ساختمان و نوشتن شعار هائی نظیر " ما از ناموس خود دفاع می کنیم" (قابل توجه برخی مردها) به در و دیوار این ساختمان در مرکز شهر و چندین محل بدنام و مرکز نمایش فیلم های زننده و کلوپها ی شبانه حمله کرده و خواستار تعطیلی این مراکز شدند.(قابل توجه مخالفان طرح امنیت اجتمائی)آیا می توان این طرز شهوت رانی را آزادی نامید؟؟؟آزادی چه زیباست اگر به خود انسان و دیگران صدمه نزند و از راه خود انحراف پیدا نکند و شما ای خواهر تا حدودی آزاد هستی که آزادی دیگران را پایمال نکنی .بی حجابی و به روز بودن زیبائی و حرکات دلربای زن جامعه را منحرف و جوانان را به فحشا می کشاند .شاید فکر کنی که اگر جوانی شیفته ات شد او هرزه و چشم چران است اما با اندکی تامل علت چشم چرانی و هرزگی او را می یابی .

کمی فکر کن...!

منبع: www.hejabezan.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/08/12;ساعت 20:42;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

...خود را هدف دیده ی مردم مکن ای زن...

...با هر سخن ساده تبسم مکن ای زن...

...بن بست خطرناک ،خطر جای شما نیست...

...بامردم این کوچه تکلّم مکن ای زن...

...دنیای عطش پر شده از مردم ناباب...

...چون چشمه به هر تشنه ترحّم مکن ای زن...

...با فکر وخیال بدو بی فایده خود را...

...بازیچه شیطان توهم مکن ای زن...

...تو بیت بلند غزل ناب خدائی...

+ نوشته شده در  87/07/26;ساعت 11:41;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

بطور نمونه به دو تعريف زيبا كه در آثار غربي‌ها برخورد كرديم، اكتفا مي‌نماييم:

 

 مونتسکيو: حجب و حيا خجلتي است که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد.

ويل دورانت: شرم‌رويي نوعي عقب نشيني مدبرانه است که از ترس

 و پاکي مي‌زايد و با لطف و زرنگي گسترش مي‌يابد...

 

در بين نوشته‌ها و گفتارهاي مختلف در مورد حيا بعضاً تعاريفي ذکر شده است

 که براي توصيف حيا، اشاره به برخي از آن‌ها خالي از لطف نيست:

 

 ـ‌ حيا شرمي است برخاسته از ادراک خوبي‌ها و بدي‌هاي اختياري.

 ـ‌ حيا نيرويي است مهارکننده و نظم دهنده که رفتارهاي رواني و فيزيکي انسان

 را بر اساس «شرع» و «عرف» تنظيم مي‌کند.

 ـ‌ خويشتنداري ارادي فرد در انجام اعمالي که خلاف قاعده و شأن شرعي و عرفي است.

 ـ‌ ويژگي شخصيتي است که باعث مي‌شود فرد نسبت به وقوع کاري که آن را زشت

 مي‌داند، نوعي احساس بازدارنده يا ناراحت‌کننده داشته باشد.

 ـ‌ قدرتي است که انسان را از کارهاي خلاف باز مي‌دارد و اگر انسان گناهي انجام دهد،

 موجب شرمندگي او مي‌شود ...


منبع :http://www.peyambareomid.blogfa.com

+ نوشته شده در  87/06/07;ساعت 21:50;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

ابهر بلاگ نیوز :
 
«ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید.

به گزارش ابنا، ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجاب اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

 

منبع : http://abhar-news.blogfa.com


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  87/04/10;ساعت 0:57;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

خانم ها بايد تمامي بدن خود را غير از گردي صورت و دست ها تا مچ از نامحرم بپوشانند .

(خواه پوشش چادر باشد خواه غير از آن) .

 به گزارش ايونا ، در قرآن مجيد بيش از ده آيه در مورد حجاب و حرمت نگاه به

 نامحرم وجود دارد و يکي از اين آيات ، آيه 59 سوره احزاب است که برخي مفسران از آن ،

 معناي پوشش در چادر را برداشت کرده اند .

 " يا ايها النبي قل لازواجک و بناتک و النساء المومنين يدنين

عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين و کان الله غفورا رحيما "

 " اي پيامبر ، به زنان و دخترانت و نيز به زنان مومنين بگو خود را بپوشانند

 تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند ، و خداوند بخشنده مهربان است ".

 بعضي از مفسران ، جلباب را پوششي فراگير معنا کرده اند که از بالاي سر تا پايين را

 مي پوشاند و چيزي در حد و اندازه چادر است .

 در سوره نور آيه 31 نيز مفسلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به ميان آمده است .

 بر اين اساس مي توان گفت : قرآن از چادر يا چيزي مانند آنکه تمام بدن را بپوشاند سخن گفته است .

 علاوه بر مستندات شرع ، عقل نيز بر برتر بودن چادر حکم مي کند چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ

مي ماند .

  به همين خاطر فقها به برتر بودن چادر براي حفظ حجاب حکم کرده اند ، نه اينکه حجاب منحصر در چادر باشد .

 پوشش کامل با مانتو و روسري نيز مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد ، ولي حجاب برتر نيست ، زيرا هر

چند با مانتو و روسري پوشش صورت مي گيرد ، ولي باز حجم بدن مشخص است . با مقايسه با چادر ، قطعا

چادر برتري دارد .

 

منبع:  http://tebyan-zanjan.ir

+ نوشته شده در  87/02/22;ساعت 16:35;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

فاطمه ...در همه‌ي ابعاد گوناگون « زن بودن » نمونه شده بود.

مظهر يك «دختر »، در برابر پدرش. مظهر يك « همسر » در برابر شويش.

مظهر يك « مادر » در برابر فرزندانش.

مظهر يك « زن مبارز و مسؤول » در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وي خود يك « امام » است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن،

يك “اسوه”، يك “شاهد” برايهر زني كه مي‌خواهد « شدن خويش » را

خود انتخاب كند.

او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي،

در خانه‌ي پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش،

“چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.

نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.


در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه،

آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است

اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است.

او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت.

علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست

و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.

 اين است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.

این است که میگویند فاطمه فاطمه است...

 

منبع :

 http://www.iransohrab.ir

+ نوشته شده در  87/01/30;ساعت 21:31;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

 

تقریبا نیمی از مردم جهان زنان هستند.در تاریخ به زن  ظلمها شده است.قبل از اسلام همین که دختری به

دنیا می آمد، پدرش از غصه سیاه میشد و در فکر فرو می رفت که چه کند! آیا او را زنده زیر خاک کند یا با

ذلت و خواری نگهداری نماید.

اسلام به دختر مقام داد.

زن و مرد را بنده خدا و آزاد و به هر دو حق مالکیت، انتخاب همسر،تعلیم و تعلم داد. هر دو را در جامعه

مسئول دانست و به مردان دستور داد که باید با زنان خود خوش رفتاری کنند.

حقوق رای زن در اسلام محترم است.در حدیث میخوانیم ک لعنت کند هرکه عائله خود را ضایع نماید. همین

که حضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت فاطمه زهرا(س) آمد، پیامبر اکرم (ص) فرمودند: باید خود

زهرا(س) نظر مساعد بدهد.زن در عبادات و معاملات و رشد معنوی با مرد برابر است.اگر در اسلام حق

ارث زن کمتر است به خاطر آن است که  بار زندگی کمتر بدوش اوست و اگر جریمه ی کشته شدن مرد از

زن بیشتر است به خاطر آن است که نان آور از دست رفته است.نه اینکه مقام مرد بالاتر یا خونش رنگین تر

است. در قرآن میخوانیم تمام مردان و زنان باید زنی را الگوی خود قرار دهند و آن زن، همسر فرعون بود.

اگر در اسلام زن وظیفه جهاد و حق قضاوت ندارد، به خاطر آن است که جهاد و قضاوت تکلیف است نه مقام

و پست.

 

و کلام آخر اینکه...

خداوند به تو ارزش داد تو نیز ارزش خود را حفظ کن...

+ نوشته شده در  87/01/15;ساعت 19:52;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

یکی از علما می فرمود :

روزى يك زن مسيحى با شوهرش پيش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهميده ام و از دستورات و

قوانين آن كه مترقى است در شگفت و حيرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر يكى از دستورات آن ، من

هنوز به اسلام گرايش پيدا نكرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام

كه متاسفانه پاسخ قانع كننده اى نشنيده ام ، اگر شما بتوانيد مرا قانع كنيد من به دين اسلام مشرف شده و

مسلمان خواهم شد.

من گفتم : آن دستور كدام است ؟!

زن مسيحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى

دهد كه مثل مرد بدون حجاب از خانه بيرون بيايد؟ سپس بنا كرد به ايراد و انتقاد كردن ، كه حجاب مانع رشد

و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است .

من پس از شنيدن ايرادها و انتقادهاى آن زن ، چنين پاسخ دادم : آيا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى

رفته ايد؟

گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ويترين شيشه اى قرار

داده و درب آنرا قفل ميكنند؟

گفت : بخاطر اينكه دست دزدان و خيانتكاران و سارقان به آنها نرسد.

در اينجا آن عالم دينى رو كرد به زن مسيحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همين است كه :

زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و ياقوت گرانبهاست و چون جنس لطيف زن هم مانند طلا و جواهرات

است ، و بايد از دست خيانتكاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت كرد، و از چشم تبهكاران و اهل فساد حفظ

نمود، زيرا زن همانند مرواريد است كه در صندوقچه صدف بايد پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و

نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نيز در پوشش

نباشند. هميشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گيرند و به خاطر نشان دادن زيبائى ها پيوسته مورد

آزار و تعدى مفسدين مى شوند.

آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باين جهت است كه زن از دست خيانتكاران در امان باشد. زيرا بدنش

پوشيده و زينتهايش مستور است و مردم از او چيزى نمى بينند و در او طمع نمى كنند و از او دورى مى

جويند و نظرشان را جلب نمى كند، بلكه از او حساب مى برند و حيا مى كنند، همه اينها به خاطر حجاب

است . و شما مطمئن باش كه اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پيوسته در معرض آزار مفسدين است ، بنا بر

اين حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم اين گوشه اى از فلفسه حجاب بوده كه تذكر دادم .

پس از شنيدن اين مطلب ، آن خانم مسيحى فكرى كرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال اين

گونه نشنيده بودم ... شما بسيار جالب بيان كردى ، و اكنون اسلام را ميپذيرم .

دوشيزه مسيحى در همان جلسه ، شهادتين را بر زبان جارى كرد، و اسلام را پذيرفت .

 

خواننده محترم : از اين گفتگوى مذهبى آشكار شد كه اسلام مى خواهد شخصيت و پاكى زن را حفظ نمايد، و

به دنبال آن از اجتماع حمايت كند، از اين رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته

است . همچنين از اين گفتگو روشن مى شود كه اغلب بانوانيكه بى حجاب هستند از فلفسه حكيمانه حجاب

اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسيله حجاب ، عفت و

شخصيت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان ميمانند.

+ نوشته شده در  86/12/25;ساعت 19:5;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

   

 به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک

                                                  چرا باید به دور تو بگردم؟

    ندا آمد تو با جان آمدی باید بگردی

                                              برو با دل بیا تا من بگردم

 چشم های دلت را بگشا و ببین که قادر به درک عظمتش هستی؟

 به کنج خاطراتت سفر کن و ببین که چه مدت در خواب و خسران

  بوده ای؟

کدام قسمت عمرت تباهی معنا می گیرد و کدام قسمت ره توشه ؟

  کدام حرکتت شعله ور کننده جهنم بوده و کدام حرکت پله بهشت قرار

  داده شده است؟

 اکنون تو در مقابل خانه معبودت قرار گرفته ای.......

اگر در این مدت درد دلی با او نداشته ای و یا از درد دل هایت

اطمینان نداری دیگر اینجا جایی نیست که تردید داشته باشی..

 بشتاب....

اینجا کعبه است.... خانه آرزوهای چندین ساله ات...

اینجا دیگر مکانی نیست که بخشیده نشده برگردی....

فاصله تو و خدا نسبت به عالم دنیاییت کوتاهتر شده است.

و اینجا محل از نو متولد شدن وبه معبود رسیدن است.

بگو....

 فریاد کن.....

(لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک

ان الحمد والنعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک)

                           

 ولی.... مسافر خانه دوست....

 در لابلای اشک ها و نجواهایت از ما هم یادی کن...

 و گوشه ای از دل ما را هم روبروی خانه معشوق قرار بده.

چرا که این تویی که لیاقت سفری آسمانی یافته ای....

زائر سرزمین عشق....

                                          سفر به خیر.....

+ نوشته شده در  86/11/09;ساعت 23:47;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

 

در فرهنگ اسلامی- ایرانی مردم ما مسئله ی نوع پوشش و فرهنگ آن جایگاهی ویژه دارد . نوشته ی زیر برگرفته از کتاب " فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی " از غلامعلی حداد عادل نویسنده و متفکر معاصر است.

 

انسان راه درازی در پیش دارد که مرگ یکی از گذرگاه های آن است. او رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه ی همه خوبی ها و ارزش هاست . او خود را شریف تر از آن می داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه ی خود را خطیر تر از آن می بیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد . انسان در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام، برای آن لباس به طن  نمی کند که تن خود را عرضه کند، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد. لباس برایس او یک حریم است. به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند. لباس پوست دوم انسان نیست، خانه ی اول اوست . انسان اسلام ، کمال خود را در آن نمی بیند که تن خویش را چون کالایی تزئین کند و به راه اندازد و بفروشد ، بلکه به جای  آنکه تن خود را به خلق بفروشد ، جان خود را به خدای خویش می فروشد.

 

*،*،*،*،*،*،*،**،*،*،*،*،*

 

لباس، پرچم کشور وجود اوست ، پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیّت می کند. هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هویّت ملی و سیاسی خود ابراز می کند ، هر انسان نیز ، مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.

 

 

حجاب و آرامش رواني

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*

 

شگفت است که هرگاه صحبت از پوشش و سادگی اسلامی به میان می آید، مخالفان می گویند شما می خواهید زن را از حضور فعّال در جامعه محروم کنید و او را در خانه محبوس سازید. شما شخصیت زن را جدی نگرفته اید و نیمی از جمعیّت کشور را از صحنه ی کار اجتماعی بیرون رانده اید. در پاسخ باید گفت : اتفاقا چون در تفکر اسلامی ، زن باید به عنوان یک انسان به صورتی بسیار جدی وارد اجتماع شود ، لازم است دست از تجمّل و خود نمایی بردارد. لازمه ی اجتماعی بودن این است که فرد کم تر به خود بپردازد و خود را هم چون قطره ای در دریای جامعه غرق کند. لازمه ی وارد اجتماع شدن این است که «من» از میان برود و «ما» ایجاد گردد. اگر قرار شود هر زنی و هر مردی، با توجه به لباس و بدن و روی و موی خویش ، سعی کند که از خود هر چه بیشتر یک «من» مشخص و انگشت نما بسازد، معلوم می شود او نمی خواهد به اجتماع بپیوندد و نه در غم جامعه ، که در غم خویش است.

+ نوشته شده در  86/10/20;ساعت 21:24;  توسط سیده زهرا صفوی;  | 

حجاب  در لغت به معنی پرده و پوشش است. اما در اصطلاح اهل الله هر آن چیزی  است که آدمی را از قرب الهی دور سازد. اعم از معصیت یا طاعت و عبادت.

 

به هرچ از راه و امانی چه کفر آن حرف و چه ایمان

                                                             به هرچ از راه دور افتی چه زشت آن نقش و چه زیبا

 

حجاب بر دو نوع است : یکی حجاب ظلمانی که ناشی از کنش مستقیم نفس اماره است ، و دیگر حجاب نورانی که به ظاهر، فعل و حالی قدسی است لیکن با مقداری تفرّس و امعان نظر آشکار میگردد که  آن نیز حجابی است که از کنش غیر مستقیم  نفس اماره در وجود آمده است . معاصی  ظاهر جملگی در شمار حجب ظلمانی است،وطاعات و عبادات به ظاهر موجّه در عداد حجب نورانی است . آنچه برای سالک خطرناک و هلاکت بار است حجب نورانی است زیرا شناخت آنها کار هرکس نیست . والّا حجب ظلمانی برای همگان معلوم است. اما در آنجا که شرک و ضلال جامعه طاعت و عبادت می پوشد و ارضای نفس امّاره توسط عبادیّات حاصل می آید تنها باید به خدا پناه برد و لا غیر.

 

برگرفته از کتاب مینا گرعشق ( شرح موضوعی مثنوی معنوی مولانا جلا ل الدین محمد بلخی)

+ نوشته شده در  86/10/19;ساعت 1:6;  توسط سیده زهرا صفوی;  |