تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



 

3نشانه های حتمی  و غیر حتمی ( نشانه های محتوم  و غیر محتوم ) 3

 

3 نشانه های حتمی :  حتما تحقق می یابند3

3نشانه های غیر حتمی یا غیر محتوم : 3 

3 نشانه هایی هستند که ممکن است اتفاق بیفتند و ممکن است تحقق نیابند3

 

  روایت :   " عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرد که حضرت فرمود : ندای آسمانی از (نشانه های) حتمی است . خروج سفیانی از (علائم) حتمس است.  کشته شدن نفس پاک از (آیات) حتمی است. دستی که (ظهور قدرت خداست و ) از آسمان طلوع می کند از (نشانه های) حتمی است. (سپس) امام در (ادامه) فرمود:  و از نشانه های حتمی است امر فزع آور تکان دهنده در ماه رمضان که خوابیده را بیدار میکند و بیدارها را به تکان ( توام با ترس و تحیر) می اندازد و دختر با عفت را از خانه خود بیرون می آورد. "   (بحارالانوار   ج ۵۲. باب ۲۵. ص ۲۳۳. ح۹۸. )

 

3در این روایت  علاوه بر آنکه حتمی بودن بعضی علائم ظهور3 

3 به صراحت بیان شده  برخی از آنان نیز شمارش گردیده است :3

 ۱) فریادی آسمانی که نام امام زمان (عج) را ندا میکند.

 ۲) ظهور شخصی که چون ابوسفیان و فرزندان او عمل میکند  یعنی انسانها را به ضلالت و گمراهی فراخوانده و با حق و حقیقت  به جنگ بر میخیزد  و قیام و دعوتش در منطقه خاورمیانه است  البته احتمال این معنا نیز هست که او از نسل ابوسفیان باشد. 

 ۳) کشته شدن  نفس زکیه  یعنی به شهادت رسیدن  شخصست ژاک و مهذب و مورد نظر حضرت حق ( که بر اساس پاره ای از روایت ۱۵ روز یا زمانی کم پس از کشته شدن او حضرت قیام میکند) 

  ۴) ظاهر شدن دستی از آسمان که به نظر می رسد  مقصود ظهور قدرت الهی باشد  یا جریانات و حوادثی در کرات دیگر رخ دهد و یا واقعا دستی به صورت یک امر خارق العاده و غیر عادی در آسمان نمایان گردد با حکایات مرموز. 

 ۵) امری تکان دهنده که بر اثر آن  تحیر و دهشت  و وحشت همه را فرا بگیرد.

 

3 ندای آسمانی 3

یکی از علائم ظهور ندای آسمانی است که در احادیث به خوبی توصیف شده است :

۱. " نداکننده ای از آسمان  نام حضرت قائم (ع) را ندا می کند و هرکس که میان مشرق تا مغرب است آن را مشنود. پس خوابیده ای نمی ماند مگر آنکه (به جهت این ندا) بیدار می شود. و ایستاده ای نمی ماند مگر اینکه ( به خاطر این ندا) می نشیند و نشسته ای نمی ماند مگر آنکه از آن ندا بر پاهایش می ایستد و آن   صدای جبرئیل روح الامین است."    (بحار الانوار . ج ۵۲. باب ۲۶. ص ۲۹۰. ح ۳۲. )

۲.  از عبدالله بن سنان روایت شده که  " در محضر امام صادق (ع) بودم ژس شنیدم که مردی از اهل همدان برای حضرت میگفت:  جماعتی ما را سرزنش می کنند و می گویند : شما گمان می کنید که ندا کننده ای از آسمان اسم صاحب این امر را ندا می کند ( و این پنداری بیش نیست )  در این وقت امام صادق (ع)  که تکیه داده بوند   بر خواستند  و نشستند  ( از شدت ناراحتی )  سپس فرمودند :  این مطلبی را که میخوام  بگویم از من نقل نکنید (بلکه) از پدرم روایت نمایید  و بر شما در این خصوص حرجی نیست. هادت می دهم  بر اینکه از پدرم (امام باقر (ع))  شنیدم که می فرمود :  به خدا سوگند که این امر در کتاب خداوند عز وجل  (یعنی قرآن)  واضح است  آنجا که می فرماید *اگر بخواهیم آیت و نشانه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم تا در برابر آن  گردنهایشان خاضع گردد*    پس در آن روز کسی  بر روی زمین نمی ماند مگر  آنکه در برابر آن آیت آسمانی  ( و غیر عادی که  ندا کردن اسم صاحب الامر علیه السلام است )  خاضع گشته و گردن فرود می آورند.  پس اهل زمین  به آن ندا ایمان می آورند  آنگاه  که به دنبال آن صوتی  را از آسمان ( باز به صورت غیر عادی ) می شنوند که می گوید : آگاه باشید!  به درستی که حق با علی بن ابی طالب (ع) و شیعه ی اوست .... "   (بحارالانوار   ج ۵۲. باب ۲۶. ص ۲۹۲. ح ۴۰.)

 

3 ندای تشکیکی3

چنانکه از روایات استفاده می شود

 در برابر نداهای حق و آسمانی 

3   نداهای شیطانی  نیز به کار می افتد3

 و این موجب می شود عده ای نا آگاه و سست  ایمان

 از نداهای حق و آسمانی رو برگردانده

 و در برابر حضرت ایستادگی کنند.

  برای آنکه محبان و علاقه مندان از این مخاطره و تهدی

د مصون بمانند   باید اطلاعات و آگاهی خویش را

 از علائم ظهور و مباحث مرتبط با حضرت بقیه الله

 (سلام الله علیه) افزایش دهند و روایات معتبر در این زمینه

 را مطالعه نمایند تا بتوانند حق را از باطل  تشخیص دهند

 و این توصیه ای است که در  این حدیث به صراحت آمده است :

 

"  زراره بن اعین گوید : شنیدم امام صادق (ع) می فرمود : منادی ای از آسمان ندا می کند که  فلانی امیر شماست  و منادی ای ندا می کند  که علی (ع) و شیعیان او رستگارند. گفتم: (با این وصف دیگر همه باید  به طرف حضرت مهدی (عج) کشیده شوند و موافق او گردند) پس بعد از این چه کسی با مهدی (عج) مقاتله میکند؟  فرمود :  به درستی که شیطان (در مقابل)  برای مردی که از بنی امیه است و شیوه ی آنها را دارد  و یا فقط شیوه اش بنی امیه ای است ندا می کند  که فلانی و شیعیان او رستگارند.   گفتم : پس چه کسی راستگو از دروغگو را می شناسد؟   امام فرمودند : کسانی راستگو را از دروغگو می شناسند که احادیث ما را یاد گرفته و روایت کرده اند و بر اساس همان احادیث از قبل می گویند که چه می شود و چه پیش می آید  و می دانند حضرت مهدی (ع) و حضرت علی (ع) و شیعیانش هستند که صاحبان حق و راستگویانند. "   ( کتاب  الغیبه للنعمانی. باب ۱۴. ص ۲۶۴. ح ۲۸.)

 

3بنابراین ارتقاء معرفت در ابعاد گوناگون جریان ظهور3

3 حضرت مهدی ( عج) با استفاده از منابع معتبر  ضروری است 3

 


توضیحی بایسته :

 

باید به این نکته ظریف و دقیق توجه داشت که میان امر محتوم و  وعده ی  حق تفاوت است.  وعده ی حق به هیچ وجه دچار تغییر و تبدیل نگشته و تخلف ناپذیر است.  اما امر حتمی - که از وعده های  خداوند نیست -  هرچند نسبت به امر غیرحتمی  امکان عدم  تحققش بسیار ضعیف است  ولی ممکن است "بدائی" حاصل شود و آن امر  به وقوع نپیوندد.  به بیان دیگر  وعده ی خداوند حتمی حتمی است و احتمال عوض شدنش صفر است.  ولی امر محتومی - که در زمره ی  وعده های الهی نباشد -  احتمال عوض شدن آن هست  هرچند این احتمال ده درصد و یا کمتر باشد.  به روایت ذیل دقت کنید :

" داودبن قاسم روایت کرده که در خدمت امام محمد تقی (ع) بودیم پس ذکر سفیانی به میان آمد و درباره ی آنچه  در روایت آمده که خروجش از امور و نشانه های حتمی است  سخن گفته شد. پس به امام (ع) گفتم :  ایا برای خداوند بدایی در امر محتوم رخ میدهد؟  فرمود: بله.  گفتیم:  پس می ترسیم که برای خداوند درباره ی ظهور قائم (ع) بدایی حاصل شود.  امام فرمودند : (ظهور و خروج و قیام) قائم از میعاد ( و در زمره ی وعده های الهی) است. "

در حدیث شریف حضرت به خوبی امر محتوم را از وعده ی الهی تفکیک فرموده است.  در امر محتوم  وقوع بداء ممکن است ولی در وعده ی الهی  تحقق بداء ممکن نیست.  ظهور حضرت ولی عصر (عج) از وعده های الهی است  و از این رو هیچ تغییر  و تبدیلی در آن راه ندارد ولی خروج سفیانی  از امور محتوم الهی است  و بنابراین ممکن است با حصول بدائی محقق نشود.  از این تفکیک دقیق و عمیق می توان چنین استفاده کرد که ممکن است با تضرع و دعای خوبان و صالحان و استجابت حضرت حق  برخی از نشانه های حتمی که شدید و سخت بوده و گرفتاری ها و ناگواری هایی در بر دارند  محقق نشوند .

 

 

33333333

3برگرفته از کتاب ارزشمند حضرت بقیه الله 3

33برگرفته از بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی3 3

3   در دو دهه ی ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰3

3 که توسط خوده ایشان بازنگری و تصحیح شده است333

33333333

 

 

 

+ نوشته شده در  88/08/10;ساعت 18:26;  توسط مینا جوزی;  | 

 

   یا علی  

 

عــــــــــــلــی مــــــــــــــع الــــــــــــحـــــــــــق و الــــــــــــحـــــــــــــق مــــــــــــــــــــع  عــــــــــــــلـــی  

 

  ای مااااااااه سر به مهـــر  

 سر از سجده بر مدااااااار

  پشت سرت کسی است

 که شق القمر کنـــــــد

 

عــــــــــــلــی مــــــــــــــع الــــــــــــحـــــــــــق و الــــــــــــحـــــــــــــق مــــــــــــــــــــع  عــــــــــــــلـــی 

 

 امشب این دل یاد مولا میکند

  لیلة القدر است و احیا میکند

 

عــــــــــــلــی مــــــــــــــع الــــــــــــحـــــــــــق و الــــــــــــحـــــــــــــق مــــــــــــــــــــع  عــــــــــــــلـــی 

 

 ان کداااااااام رنج طاقت فرساست

 که چاه ها را راز دار ناله های علی کرده است ؟

گویی هنوز

صدای بغض آلود او از

اعماق تاریخ به گوش می رسد که :

  یا اشباه الرجال    

   و لا رجال  

 

عــــــــــــلــی مــــــــــــــع الــــــــــــحـــــــــــق و الــــــــــــحـــــــــــــق مــــــــــــــــــــع  عــــــــــــــلـــی

 

ستارگان در سوگ امام آسمان ها و زمين مي گريند

 و صلاي شب بوي خون مي دهد

 و خنده هاي روز به ماتم نشسته اند.

3 اما مژده به دل ها،3

3مسيحا نفسي است 3

3که با خود بوي کسي را مي آورد3

3 و بشارت مي دهد که3

 شـــهادت

 

3 بزرگترين درجه کمال است 3

3و آنان که جان شيرين خود را3

3از براي جاودانگي خورشيد عدالت فدا مي کنند،3

3يقينا چنين خورشيدي براي هميشه 3

3در آسمان دنيا پرتوافکني خواهد کرد 3

 

 عــــــــــــلــی مــــــــــــــع الــــــــــــحـــــــــــق و الــــــــــــحـــــــــــــق مــــــــــــــــــــع  عــــــــــــــلـــی

 

اگر يادتان بود و باران گرفت

دعايي به حال بــيــابـــان كنيد

 

 

+ نوشته شده در  88/06/18;ساعت 12:11;  توسط مینا جوزی;  | 

 

دعای روز های ماه مبارک رمضان

 

دعای روزهای ماه مبارک رمضان


 

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای روز اول (جدید) 589 0:01:40
2 دعای روز اول 114 0:01:14
3 دعای روز دوم (جدید) 361 0:01:01
4 دعای روز دوم 116 0:00:57
5 دعای روز سوم (جدید) 439 0:01:14
6 دعای روز سوم 98 0:00:47
7 دعای روز چهارم (جدید) 453 0:01:17
8 دعای روز چهارم 193 0:01:36
9 دعای روز پنجم (جدید) 419 0:01:11
10 دعای روز پنجم 109 0:00:53
11 دعای روز ششم (جدید) 487 0:01:22
12 دعای روز ششم 91 0:00:44
13 دعای روز هفتم (جدید) 381 0:01:04
14 دعای روز هفتم 107 0:00:52
15 دعای روز هشتم (جدید) 327 0:00:55
16 دعای روز هشتم 93 0:00:45
17 دعای روز نهم (جدید) 562 0:01:35
18 دعای روز نهم 134 0:01:06
19 دعای روز دهم (جدید) 351 0:00:59
20 دعای روز دهم 102 0:00:49
21 دعای روز یازدهم (جدید) 403 0:01:08
22 دعای روز یازدهم 147 0:01:13
23 دعای روز دوازدهم (جدید) 497 0:01:24
24 دعای روز دوازدهم 119 0:00:58
25 دعای روز سیزدهم (جدید) 414 0:01:10
26 دعای روز سیزدهم 118409 0:00:58
27 دعای روز چهاردهم (جدید) 409 0:01:09
28 دعای روز چهاردهم 118 0:00:58
29 دعای روز پانزدهم (جدید) 321 0:00:54
30 دعای روز پانزدهم 154 0:01:16
31 دعای روز شانزدهم (جدید) 384 0:01:05
32 دعای روز شانزدهم 108 0:00:53
33 دعای روز هفدهم (جدید) 461 0:01:18
34 دعای روز هفدهم 130 0:01:04
35 دعای روز هجدهم (جدید) 409 0:01:09
36 دعای روز هجدهم 117 0:00:57
37 دعای روز نوزدهم (جدید) 373 0:01:03
38 دعای روز نوزدهم 112 0:00:55
39 دعای روز بیستم (جدید) 399 0:01:08
40 دعای روز بیستم 109 0:00:53
41 دعای روز بیست و یکم (جدید) 406 0:01:09
42 دعای روز بیست و یکم 110 0:00:53
43 دعای روز بیست و دوم (جدید) 475 0:01:20
44 دعای روز بیست و دوم 147 0:01:13
45 دعای روز بیست و سوم (جدید) 373 0:01:03
46 دعای روز بیست و سوم 123 0:01:00
47 دعای روز بیست و چهارم (جدید) 409 0:01:09
48 دعای روز بیست و چهارم 113 0:00:55
49 دعای روز بیست و پنجم (جدید) 371 0:01:03
50 دعای روز بیست و پنجم 96 0:00:46
51 دعای روز بیست و ششم (جدید) 427 0:01:12
52 دعای روز بیست و ششم 87 0:00:42
53 دعای روز بیست و هفتم (جدید) 391 0:01:06
54 دعای روز بیست و هفتم 113 0:00:55
55 دعای روز بیست و هشتم (جدید) 409 0:01:09
56 دعای روز بیست و هشتم 102 0:00:50
57 دعای روز بیست و نهم (جدید) 354 0:01:00
58 دعای روز بیست و نهم 103 0:00:50
59 دعای روز سی ام (جدید) 479 0:01:21
60 دعای روز سی ام 99 0:00:48

 

برای دانلود کردن دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان،

 روی آیکون  کلیک راست نموده


و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

 

http://www.aviny.com/voice/doa_ziarat/rozaneh_ramazan.aspx

 

+ نوشته شده در  88/06/01;ساعت 23:10;  توسط مینا جوزی;  | 

 

رفتی ....  و زمین ، به ناشایستگی اش خون می گرید !

 

رفتی ...  رفتی  ....

 

دیگر تاب ماندن نداشتی !   

 

بالهای سبز عروج را گشودی ... و چه سبز و با شکوه رفتی  !  

 

بهشتیان، به یمن ورود ملکوتیت جشن گرفته اند ....

 

 و زمینیان .... در وداع با تو  خون می گریند !

 

آری ،  اینک به وابستگی ما به دنیا می خندی ! به حرص و طمع ما  ...

 

 به غفلت من و امثال من ....  چه دردناک می خندی !

 

به سقوط ادم ها ....

 

به دیوانگی من و لکه های چرکین گناه کردن هایم ... چه غم گین می خندی !

 

 

گفتند رفته ای ....  باورم نشد !  

مات و مبهوت به تلوزیون خیره شدم !

زیر نویس سیاه پوش، خنجر می زد بر  فرق باورهایم !

زانوانم سست شد !

چه می دیدم ؟

تسلیت؟

برای که ؟

برای چه؟

برای او .... ؟!!!

چه بدبختم ....... !

                                 

 

در آرزوی دیدارش بودم،

لیاقت شنیدن مرگش را به من دادند !

دلم هوای قم دارد ! 

ای کاش آنجا بودم ،  حداقل با جسم مطهرش وداع میکرم !

عشق به خدا بود که شب ها را با چشمان گریان

و قلبی آکنده از نور به صبح می رساند !

-----------------------------------------

خدایا !

دلم به وسعت تو ،

برای غفلت و درماندگی ام  می سوزد !

 مرا نجات بده !

*************************

 وصال حق بر روح پاکت مبارک

عروج ملکوتی آیت الله بهجت بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد !

 

+ نوشته شده در  88/03/01;ساعت 23:14;  توسط مینا جوزی;  | 

 

و عشــــــــــق صدای فاصله هاست .... صدای فاصله هایی که غرق "ابهامند" .

 

دچار یعنی ..... " عـــــــــاشـــــــــــق "

 

 

عشق های امروزی ، هوس اند یا عشق حقیقی؟

 

این موضوع رو برای این آپ انتخاب کردم چون یک مشکل خیلی اساسی در جامعه امروز ما ، معنی واقعی عشق هست ! که واقعا کمتر کسی در جامعه امروز هست  که معنی واقعی عشق رو بدونه و در جهت معنای واقعیش گام برداره ... !  و فکر میکنم عامل اصلی فساد جامعه، ندونستن معنای حقیقی عشقه !

 

 

 

عشق معطوف به غیر از خود است در حالیکه محور هوس، خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را با هم مقایسه کنید :

 

- "من" برات می میرم. – برای "من" هیچکس مثل تو نمیشه. – "من" همیشه به فکر توام. – "من" از تو رنجیدم.

 

در حالیکه در عشق حقیقی ، توجه به حالات و لذتهای خود نیست و خواست و شرایط معشوق جایگزین خود خواهی فرد می شود.

 

جمله معشوق است و عاشق پرده ای

 

زنده معشوق است و عاشق مرده ای

 

 

هوس ، پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است. مثل نیاز به آب ، اکسیژن و ....   ولی عشق فراتر از چنین نیازی است. شق فراهم آورنده رشد و خود شکوفایی فرد است. لذا فرد عاشق خود را "خــــــــوار" نمی کند، کوچک نمیکند.

 

عشـــــــــق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل میشود.  

 

شاید در فیلم ها شنیده ودیده باشید که فردی می گوید : "من عشق را گدایی نمی کنم"

 

عشق حقیقی محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است.  اگر فردی را مجبور کنیم که همه علایق، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خود کرده باشیم.  در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است !!!

 

از همه مهمتر ... عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است، یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار ، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می اید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق نعقد میشود.

 

بعضی ها می گویند : "اول باید عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟"

 

فرد هیچ وقت قادر به شناخت صحیح طرف مقابلش نیست. و پس از فروکش کردن احساسات پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیات را درک میکند.

 

عاشق خود را ملزم میداند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق واقعی درپی  امیال خود نیست .

 

عشق هایی کز پی رنگی بود

 

عشق نبود عاقبت رنگی بود

 

 

چنین مواردی از نشانه های هوس هستند : زودرنجی، قهر و اشتی، دل خوری، نگرانی، تردید، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چندین نفر ارتباط صمیمی  و عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف فرد مقابل و .... ، همه از علایم هوس اند. در حالیکه عشق حقیقی ، قامتی رعناتر ، بزرگتر، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر* ارامش بخش*  است و نگرانی از دست رفتن ندارد !   عشق هایی که نگران آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج است و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوس ها هستند که محور "من" در آنها قوی است. یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد نه معشوق :

 

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

 

او ز حرص و جمله عیبی پاک شد

 

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

 

ای طبیب جمله علت های ما

 

ای دوای نخوت و ناموس ما

 

ای تو افلاطون و جالینوس ما

 

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

 

کوه در رقص آمد و چالاک شد

 

 

عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین ما ، افراد، و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری با "پنهان کاری" ، تعرض، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی، مشکل شغل، تحصیل، روابط خانوادگی و .... همراه شد باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق واقعی به آنها معرفی کرده و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناک تر و فجیع تر به همراه دارد.

 

عشق دریایی است ... قعرش ناپدید !!!

 

 

+ نوشته شده در  87/12/13;ساعت 21:45;  توسط مینا جوزی;  | 

 

خجسته باد سالروز پیروزی

 انقلاب مبارک اسلامی ایران

وکوتاه باد وبریده باد

دستهای نفاق

 کوفیان

وبرافراشته باد پرچم نور

به زعامت سید علی عشق

 

خمینی

در چشمان  تو ست اوج هدایت

اوج سرافرازی ورشادت

اماما !  انروز که تو تمنای

 حضور بر سریر نور کردی

 من نبودم

انروز که برق هدایتت عالم را به

 شیفتگی وانقلاب کشانید

من نبودم

وامروز من ماندم وآیینه فراق تو

خمینی جان

ای نور ای عین حضور

ای منور النور

بر مرکب کدامین تکسوار عشق سوار بودی

کاینچنین تا نور، تا حضور پرکشیدی؟؟!!

میخواستیم

در هماره پیروزوزیهای شکوهمند انقلاب

 همنشینت باشیم

نه نه

خاااااااااااااااااااااااااااااااااک پایت

 

 

+ نوشته شده در  87/11/11;ساعت 15:29;  توسط مینا جوزی;  | 

 

موعود من ،



آنقدر جان سوخته تر از من داری



و آن قدر مشتاق تر از من ،



چشم به راه تو بوده و هستند که



شرم میکنم خود را در شمار منتظران



و آرزو داران بدانم!



بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید




و هنوز، آه دل سوختگان تو،

شنیدنی ترین داستان هاست

و گفتن از غم عشق تو ، جذاب ترین سخنهاست!!


خاک شهیدان دوست گر بشکافی هنوز

آید از آن کشتگان زمزمۀ دوست دوست !



لایق فیض حضورت نیم اما بگذار ....

زندگی چند صباحی به خیالت بکنم

 

آقا جان بیااااااااااااااااااا  

 

 

 Islamic-martyrs

 

نامه عاشقان به شهدا

 

دو وبلاگ برای  شیعیان و محبان امام زمان (عج) ...

اگر علاقه مند هستید در به روز رسانی این دو وبلاگ

 شرکت کنید در قسمت نظرات اعلام کنید !

 

 

+ نوشته شده در  87/11/08;ساعت 21:11;  توسط مینا جوزی;  | 

 

امیرالمومنین (ع) می فرمایند :

بعضی از نیکو ترین صفات و خلق و خوی زنان، زشت ترین رفتار و اخلاق مردان است مانند: تکبر، بخل، ترس.  زیرا زنی که متکبر باشد، نامحرم و بیگانه را به حریم خود راه نمیدهد ( و بیگانه هم جرات تماس و صحبت با او را ندارد) و اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهرش را حفظ میکند. و چنانچه بترسد، از هر چیزی که حیثیت و آبروی او را زیان رساند فاصله میگیرد.


نهج البلاغه: حکمت ۲۳۴.

 

+ نوشته شده در  87/08/06;ساعت 18:1;  توسط مینا جوزی;  | 

 

 

نگاه به نامحرم :

قرآن مجید: ای پیامبر، به مردان مومن بگو: چشمان خود را (از نگاه به نامحرم ) بپوشند و شرمگاهشان را (از تماس های نامشروع) حفظ نمایند...

و به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را (از نگاه حرام و هوس آلود) ببندند و دامن ها و شرمگاه هایشان را (از تماس های نامشروع) نگهداری کنند...

 

نگاه، تیر زهرآگین شیطان

امام صادق علیه السلام فرمودند: نگاه (به نامحرم) تیر مسمومی است از شیطان و چه بسیار نگاهی که حسرت و پشیمانی طولانی و دائمی به دنبال خواهد داشت.

 

کلام قدسی حضرت زهرا علیها سلام در  مورد نگاه:

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: شخص کوری امازه خواست وارد خانه حضرت زهرا علیها سلام شود، آن بزرگوار اجازه نداد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: فاطمه جان، او که تو را نمی بیند.  فاطمه علیها السلام عرض کردند: اگر او مرا نمی بیند، من او را میبینم و او بوی مرا استشمام میکند.  پیامبر اکرم (ص) فرمودند: شهادت میدهم که تو پاره تن من هستی.

 

ام سلمه میگوید: در محضر پیامبر (ص) بودم و میمونه نیز آنجا بود، مرد کوری به نام عبدالله بن ام مکتوم وارد شد... پیامبر (ص) به ما امر فرمودند خود را بپوشانیم.  عرض کردیم: یا رسول ا... آیا او نابینا نیست؟ او ما را نمی بیند.  رسول اکرم (ص) فرمودند: آیا شما دو نفر نیز نابینا هستید؟ آیا شما هم اورا نمی بینید؟؟

 

پاداش نگاه نکردن به نامحرم

امام صادق (ع) فرمودند : کسیکه چشمش به زن نامحرم بیفتد و به خاطر پیشگیری از گناه به آسمان نگاه کندو یا اینکه چشمانش را ببندد، قبل از بازکردن چشمش، خداوند، حوریه ای در بهشت به او تزویج خواهد فرمود.

 

مجازات نگاه به نامحرم

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسی که (مرد یا زن) به نامحرم (خودی یا بیگانه) نگاه کند، خداوند در قیامت دیدگانش را از آتش پر میکند، مگر اینکه توبه و بازگشت نماید!

 

کیفر نگاه زن به مرد نامحرم

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: زنی که با داشتن شوهر، به غیر شوهر و مرد نامحرم نگاه کند، خداوند اعمال نیک او را که انجام داده از بین خواهد برد، و مورد خشم و غضب پروردگار قرار خواهد گرفت. و اگر ارتباط با غیر شوهر پیدا کند، حق است بر خداوند او را در آتش جهنم بسوزاند پس از آنکه در عالم قبر عذابش نموده باشد...

 

زهر سوزان نگاه

امیر المومنین علیه السلام فرمودند:  بسا عشق سوزان (مصیبت باری) که تنها از یک نگاه (به نامحرم) پدید آید.

 

نگاه به اندام زن

از امام صادق (ع) پرسیدند: جایز است (اندام) زن را از پشت سر نگاه کرد؟؟

فرمودند: شما حاضرید مردی به همسرتان اینطور نگاه کند؟ هرچه برای خود می پسندید برای دیگران نیز بپسندید.

 

 

کیفر نگاه کردن به منزل مردم

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسیکه به خانه همسایه خود نگاه کند و شرمگاه مردی یا مو و یا عضوی از بدن زنی را ببیند، بر خداوند سزاوار است او را به دوزخ برد و با منافقینی که در دنیا عیوب مردم را جستجو میکردند محشور نماید. و از دنیا بیرون نرود تا اینکه خداوند او را رسوا نماید و در قیامت عیوب او را برای مردم آشکار سازد.

 

فتنه انگیزی صورت و چهره زن

بیشترین آسیب های مصیبت بار و ناهنجاریها از ناحیه نگاه به چهره و صورت زن نامحرم می باشد. زیرا دلربایی و زیبایی چهره زن به مراتب بیشتر از زیبایی و دلربایی سایر قسمتهای بدن او می باشد. تا آنجا که ملاک و محور جاذبه و دافعه زن به خصوص در مراسم خواستگاری، زیبایی و زشتی صورت می باشد، و هیچ نیروی اجرایی حتی نیروی با قدرت ایمان و تقوا که رذائل اخلاقی را مهار می نماید، توان مقابله با تحریکات غرایز سرکش حاصل از نگاه به چهره زیبا و پیامدهای نامشروع آن را ندارد.

بر این اساس گروهی از مراجع بزرگوار تقلید باز گذاشتن صورت بانوان و نگاه نامحرم به آنان را حرام می دانند و جمعی هم به شرط اینکه محرک و مهیج نبوده و باعث گناه و لذت جویی مردان نشود و خالی از هرگونه آرایش باشد، جایز دانسته اند.

بنابراین با تحقق نیافتن شرایط ذکر شده در وضع موجود، رأی و نظر هر دو گروه از مراجع یکسان بوده وآشکار نمودن چهره برای زنان و نگاه نامحرم به آنها (خودی یا بیگانه) جایز نمی باشد.

 

 

من آنچه دیده ام، زدل و دیده دیده ام

گاهی بود ز دل گله، گاهی ز دیده ام

من آنچه تا کنون ز دل و دیده، دیده ام

از دل ندیده ام، همه از دیده دیده ام

 

+ نوشته شده در  87/07/01;ساعت 14:56;  توسط مینا جوزی;  | 

 

شالودۀ خلقت انسان از دو موجود ذره بینی است که با عمل متقابل به هم جذب شده، و با قرار در جایگاه استوار خود و گذشت ماه ها تشکیل می یابد، و زن در رشد و تکامل آن زحمتهای فراوان و لازمی مبذول و به تغذیه و رسانیدن مواد شیمیایی دیگر، این موجود را از هر گونه خطر مصون میدارد، و نیروها و امدادها در حفظ و حراست آن مصرف میشود، بار سنگین همه این رنجها و زحمتها بر دوش زن است. مشقت ولادت به عهدۀ زن است و زندگی طفل به کوشش او بستگی دارد و شبها از جا حرکت کرده و تا صبح برای نگهداری آن بیدار می ماند، و طفل شاداب و خرم نمی شود مگر به رنج و زحمت مادر، خلقت و تمام مواهبی که دارد،  تکامل پیدا نمی کند مگر اینکه از  سرچشمه اخاق مادر چه به میراث و یا با شیر خوردن سیراب می شود و با اکتساب از تمام حالات وی به تقلید و تلقین و اشاره بزرگ می شود، پس اگر بازده نیروی انسانی زن را در اجتماع ارزیابی کنیم، زن "سه چهارم" و بلکه تمام اجتماع را تشکیل می دهد.

 

این وظیفه ایست که خداوند متعال در زندگی اجتماع برای زن مقرر فرموده و برنامه ایست که در نظام تکوین با احساسی لطیف و عاطفه پرشور و مهربان که هرگونه سختی ها را برای سعادت غیر تحمل میکند تنظیم فرموده و بلکه این حالت پرشور و عواطف سرشار با جسم و تمام اعضاء و دستگاه غده ها و اعصاب ترکیب یافته است.

 

اسلام این چنین مقام عالی و شرافتمندانه ای را برای زن معین می کند، و از کوششهای فراوان وی تقدیر مینماید، و همان مقامی که نظام خلقت گویای آن و به موازات آن حقوقی قرار داده که در زندگی اجتماعی از آن باید برخوردار باشد و در این باره اگر اطلاعات بیشتری می خواهید در کتاب (اشعة من القرآن) به تفصیل سخن پرداختیم به آن مراجعه کنید.

 

 

پس اسلام از هیچ حقی از حقوق انسانیت را دربارۀ زن فروگذاری نکرده و یک زن مسلمان را از حقوق اسلامی محروم نداشته، چرا؟!! از برخی حقوق و احکام در بعضی از اوقات و یا در بعضی از  زمینه های اجتماع بر طبق طبیعت و خلقت زن محرومیتی قائل شده، چه اینکه دین خدا نباید از حدود واقعیت تجاوز کند، زیرا قوانین الهی از نظام و هم بستگی کامل خلقت الهام می گیرد، پس بر خلاف حکمت است دین بار مسئولیتی قوی را بر ضعیف و یا تکلیف شخص دیگری را بر خلاف اقتضای طبیعی بر دیگری تحمیل نماید.

 

*******************************

کتاب حجاب و جامعه ... ترجمۀ زهرا حسینی

 

 

+ نوشته شده در  87/04/12;ساعت 10:23;  توسط مینا جوزی;  | 

 

ادامۀ پست : فرمان آسمانی

 

 

این قدم اول احتیاط است و ما فرض می کنیم مردها و زنها مراعات این قانون را نموده و از نگاه کردن به نامحرم چشم پوشی کردند، آیا همین در جلوگیری از فساد و تکامل شرافت مرد و زن کفایت می کند؟

ولی در نگاهیکه از انسان بدون توجه و قصد انجام میشود چه باید کرد؟ زیرا خود این نگاه مقدمۀ نگاه های بعدی و فراهم نمودن مراحل پس از نگاه است و این مشکل با مسئلۀ چشم پوشی حل نمی شود، و از طرفی هم خود بروز زینت و دلربائی هم سهم بسزایی در جلب توجه و بیداری غریزه و بلاخره فساد دارد، و فطرت انسان هم همچنانکه بطرف فساد رانده میشود بسوی سعادت و ترقی هم میرود، به بدبختی میگراید همانطور که بهدایت گرایش پیدا میکند، پس بنابراین چه چیزی بجز حجاب از لغزش جلوگیری می تواند بکند؟ همان حجابیکه زنان مسلمان بدون آن در اجتماع ظاهر نمی شوند.

 

در آیۀ شریفه مقدار صورت و دستها را استثنا می فرماید، و آن در صورتی است که با زینت توجه دیگران را جلب نکنند و اما اگر زینتی باشد که مورد توجه گردد مانند سایر اعضا باید پوشیده شود.

بعد می فرماید :  "لـیـضــربـن بخــمـرهن عــلی جــیوبهن"

خمار در لغت عرب به معنای پوششی است که سر زن به آن پوشیده میشود، و معنی آیۀ شریفه اینست که زنان سینه خود را بپوشانند بطوریکه از ظر هر بیننده مستور شود، و حتی بگو مگوها و یا ایما و اشاره در صورتیکه موجب برانگیختن شهوت باشد باید جلوگیری گردد، و نیز باید آهسته قدم بردارند تا زینت هایشان ملوم نگردد، زیرا درست است که این مسائل نخست در نظر بی اهمیت تلقی می شود ولی خطر در مراحل بعدی است که دائره ایماء و اشاره توسعه پیدا نموده و اندک اندک بجایی می رسد که نمی توان کنترل کرد. به ویژه اینکه غریزه جنسی با وهم و پندار تقویت میشود.

 

بدینسان جامعیت دین اسلام معلوم میشود که تا چه اندازه با نکته بینی این فرمان را صادر فرموده و مسئله مورد  هیچگونه کوتاهی یست چه اینکه از سر تا پا فتنه می آفریند، بدینرو و با دقت تمام حجاب را برای زن قرار داد که از عواقب بیمناک آن محفوظ باشد. و نیز تقاضا میشود آیــۀ شریفه را دوباره قرائت فرمایید (در پست و فرمان آسمانی 1 ) ببینید چطور حم حجاب از محرم ها و افرادی که در پیرامون آنان فتنه تولید نمیشود رفع شده است …

 

 

+ نوشته شده در  87/04/12;ساعت 10:20;  توسط مینا جوزی;  | 

 

لحظه ای که از وجودش خارج  شدم،

                                                تنهای تنها ....

 دیگر گرمی دستان پر مهر خداوند را احساس نکردم! .... پس گریه کردم و خدا را صدا زدم ....

  ناگهان زیبایی نگاهی را با تمام وجود حس کردم، نگاه پر مهری که با تمام قدرت، وجود

  مرا صدا میزد ... 

 خداوند در گوشم نجوا کنان گفت : 

                                  دستان گرم مرا حس کن ..... آغوش من  همین نزدیکی هاست ... خوب بنگر !

ناگهان درگرمی دستانی غرق شدم که هیچ با او غریبه نبودم .... بوسه های گرم و پر مهرش مدام بر روی پیشانی ام نقش می بست و من غرق در شادی بودم ...  

از او (خدا) پرسیدم  :  وجودم از گرمای مهرش لبریز است ... خداوندا مرا تنها رها میکنی؟

صدایی نجوا کنان تارهای گوشم را نواخت :  

  تو را به دستان پر مهری سپرده ام که جانش از مهر من لبریز و گرمای وجودش از گرمای آغوش من است ....

و بعد ... فرشتگان صف به صف  فریاد شوق برآورند و با تمام وجود فریاد زدند :

آسمانها و زمین را نورافشان کنید .. او مادر شده است .. مادر !

 

*********مادر *********

 

+ نوشته شده در  87/04/03;ساعت 17:36;  توسط مینا جوزی;  | 

 

" ای پیامبر گرامی به مومنان بگو که چشمهای خود را (به هنگام ملاقات با زنان) به پایین افکنند و شرمگاه خود را ستر نمایند زیرا چنین عملی موجب پاکی بیشتر خواد بود و همانا خداوند از انچه عمل می کنند اگاه است و نیز به زنان مومن بگو چشمهایشان را فرو افکنند و شرمگاه خود را محفوظ داشته و زینت خود را ظاهر نگردانند مگر ان مقداری که (صورت و دستها) ظاهر میشود، و گردنهایشان را با پوشش یر بپوشانند و زینتهای خود را ظاهر نسازند مگر بر همسران و پدران و پدر همسر و پسرانشان و پسر شوهر و برادرها و پسر برادر و پسر خواهر و بر زنهای مومنه و بنده های خود و ملازمان مردیکه دارای احساس شهوت نیستند (مانند پیران) و بچه هایی که قوه تمیز ندارند و زنان مومنه باید آهسته قدم بردارند تا زینتهایشان (که در اثر تند رفتن به هم میخورد و موجب توجه مردان میشود ) ظاهر نگردد (و از لغزشهای خود) همگی به خدای متعال توبه کنید ای گروه مومنان تا رستگار شوید . "

                                                                                       سورۀ مومنون . آیات ۳۰ و ۳۱

- این فرمان صریح قرآن دربارۀ حجاب است و نباید هیچ مسلمانی در خضوع و پیروی کردن به این کتاب آسمانی تردیدی داشته باشد و این همان پاکیزگی روح و اجتماع و اصلاح روابط فردی و اجتماعی است که ساحت قدس ربوبی تضمین فرموده، تضمینی که در هیچ وقت و در هیچ حالی تغییرپذیر نیست.

آری !  به موجب همین فرمان خداوند متعال هنگامیکه انسان را برای خلافت و جانشینی در زمبن و به کرامت خود اختصاص داد، این چنین اجتماع پاک و پاکیزه که در آیۀ شریفۀ یاد شده برای بشریت اراده فرموده، برای انان دین مقرر داشته و به نعمت عقل و معرفت و علم بر سایر مخلوقات امتیاز داده، این صفات اجتماعی است که خواسته الهی است، اجتماعیکه شالوده اش بر عدل و برادری و تساوی در حقوق استوار است، اجتماعیکه همواره آثار سعادت در سیمای آن مشهود و افراد آن جامعه در پیروزی حق و در ترغیب اعمال نیک یکدل و یک جان بپا می خیزند، اجتماعیکه در آن ناله مظلومی و شکایت محرومی شنیده نمی شود، اجتماعیکه که جدیت و حقیقت و نیل به ترقی هدف آن است و پیوسته از هرزگی و خیال پردازی و پست گرائی گریزان است.

اجتماع سالم و پاک آن اجتماعی است که همواره چشمهای خائنانه و اسباب فتنه و شهوت در آن محکوم شود و هدف از این فرمان آسمانی و روایات دیگری که در این باب است، جز احتیاط و عاقبت اندیشی نسبت به حدود اجتماع اسلامی که از هرگونه فسادی مصون باشد چیز دیگری نیست ...

دین الهی با تربیت صحیح فکر مرد و زن مسلمان را در سطحی قرار میدهد که فقط هدف آنان رفع علاقۀ جنسی نباشد، و نمیگذارد دلباختگی در امور جنسی انان را به انحطاط اخلاقی بکشاند، و چنان افکار را آماده می سازد که حتی از خاطرشان این هدف پست خطور نکند.

نصف اجتماع بشریت را زنان تشکیل می دهند، پس بنابر این مرگ بر ملتی که انگیزۀ هبستگی آنان چنین هدف کثیفی باشد و شهوت پرستی بر افراد آن جامعه رخنه کند، زیرا دیگر چنین ملتی از فرط بدبختی دچار دگرگونی و تکاپو در جهت بی هدفی و اعصابی کوفته و سستی اراده، و از دست دادن تعادل فکری می شود !

نخستین نگاه خائنانه انگیزه برانگیختن شهوت و فتنه را می ریزد و زمینه برای انحراف فراهم میشود پس ناگزیر باید اسلام در تربیت اجتماعی احتیاط را مراعات کند زیرا تنها راه جلوگیری از فتنه همان است که از سرچشمه بسته شود.

" قل للمومنین یغضــوا من ابصــــارهـم .......... و قل للمومنـات یغضضـن من ابصارهـن ....... "

- به مردان و زنان امر میکند که باید از وسیلۀ فتنه و فساد جلوگیری کرد، و نخست به مرد که بیشتر تحت تاثیر مسئله جنسی قرار میگیرد آغاز میکند، زیرا شدت شرم و حیای زن مانع میشود که در این مسئله ابتداء کند و نیز اگر مردان به اراده خود تسلط داشته و چشم پوشی کنند دیگر موردی برای جلوه زنان باقی نمی ماند زیرا هدف زنان از آرایش و خودنمایی جلب توجه مردان است و بس !!!!!

نخست مردان را از نگاه حرام باز میدارد، سپس زنان را هم با خطاب جدیدی امر میکند، با وصف اینکه با یک خطاب غرض ایفا میشد همانطوریکه در غالب احکام مردان و زنان مشترکا مورد خطاب قرار میگیرند ولی چون این فرمان، مسئلۀ حفظ و صیانت و موجب تنظیم علاقه هایی است که در قلبها سایه می افکند و بازتاب آن در اعمال فردی و اجتماعی و در نسلهای آینده ظاهر میشود بدین رو به صراحت و تاکید بیشتری نیاز دارد تا از هرگونه تاویل و سهل انگاری محفوظ باشد، نخست هردو را جداگانه و بعد به کل اجتماع امر میکند و از عواقب خطرناک آن بر حذر میدارد.

ادامه در پست بعدی ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از کتاب ارزشمند : حجاب و جامعه .

 

+ نوشته شده در  87/02/31;ساعت 10:40;  توسط مینا جوزی;  | 

 

 

لهیب جنسی شدیدی که هیچگونه اعتدال پذیر نیست در جوانان بروز می کند و فقط حیــــــــا است که

 

 می تواند این مسئله را کنترل کند.

 

و در دوران نزدیک بلوغ هم انسان فاقد تکامل فکری و هرگونه تجربه زندگی است . در این هنگام

 

 می بینیم دختر و پسر با هم ملاقات و تبادل نظر نموده و به سخنان همدیگر گوش فرا داده و هردو در

 

جستجوی هدف معینی در یکدیگر می باشند .

 

حیا و شرمساری ! تا چه اندازه می تواند انسان را باز دارد؟ چه اینکه برخورد دهمی و بیستمی

 

 کافی است که آخرین اثر حیا را بزداید ... پس سرانجام آنان چه می شود؟   اگر راه بی بند و باری را

 

انتخاب نموده و خواهش نفسانی خود را اجابت نمایند اینجاست که عفتو پاکدامنی قربانی می شود .

 

 و اگر خودداری و پا روی خواهش خویشتن بگذارند  دچار عقده روانی و اعصابی ناراحت خواهند

 

شد ... در این موقع خطر از بین رفتن پسران جوان به پیش می آید و اما دختران در هر حال قربانی

 

 اصلی اند .

 

نظر دین خدا در این مورد چیست؟ و چه راه حلی برای این موضوع دارد و یا با وصف اینکه دین

 

رهبریت شایسته اجتماع را ایفا می کند در این مورد هم سکوت نموده و هیچ نیرویی در جوانان که

 

آنان را به عاقبت اندیشی وا دارد ایجاد نمی کند و میگذارد وقتی که درست بدبختی آغاز شد شروع

 

 به موعظه و امر و نهی میکند؟!

 

اگر چنین است واقعا این چه برنامه ایست که فاجعه را بیشتر دامن می زند و یکی از اثرات

 

 سوء این برنامه درک گناهی است که همواره انسان در خود احساس و زندگی را برایش تلخ

 

 میسازد  وانگهی اندرز و نصیحت پس از اینکه قوای انسانی یکپارچه برخلاف آنچه دعوت

 

می شود باشد چه اثری دارد؟

 

دوران جوانی اساس مهمی است برای نیل به مردانگی عالی و زن نمونه شدن ... پس ناگزیر

 

 باید در سرنوشت خود بیاندیشند و در صلاح آن بکوشند.پس نظر دین در این باره چیست؟

 

آیا شایسته نیست که با احتیاط شروع کنند و همیشه مشکل را از سرچشمه قبل از خرابی حل کنند ...

 

 بدینرو آیا عقلانی نیست که به دختران جوان امر می کند که با حجاب باشند تا شناخته نشوند و در

 

نتیجه از اذیت دیگران مصون بمانند و هم احترامشان محفوظ و عفت و شرافتشان مورد لطمه وارد

 

 نشود و نیز جوانان پسر و دختر را با نیرویی بس بزرگی که همان ایمان و اعتقاد باشد پیوند

 

 میدهد ... دژ بلندی که هیچگونه قابل رخنه نیست و در سایه همین ایمان امر می کند ه از آنچه حلال

 

 نیست چشم بپوشند و در مواردیکه منع شده از شهوت خود جلوگیری کنند و با ارائه دادن راه های

 

 سالمی که این ضرورت حیاتی را تامین می کند غریزه جنسی انسان را به طور معتدل تهذیب می کند.

 

 

+ نوشته شده در  86/11/18;ساعت 15:48;  توسط مینا جوزی;  | 

 

 

جوان !؟

جوانی که سر سخن در این مکتوب با اوست !

جوانیکه قهرمان داستان ما اوست !

چگونه از مراحل خطرناک دوران بلوغ جان سالم بدر خواهد برد؟!

زیرا التهابی که در ایام بلوغ در وجود خود احساس می کند اگر عنان گسیخته شود او را

وامیدارد که در زندگی اجتماعی موقعیت خاصی را برای خود اتخاذ کند و هرگونه بی بند و باری و

 آزاردی را برای خود روا داشته بطوریکه هرچه می خواهد بگوید و انچه می خواهد انجام دهد .

 و نیز او را وامیدارد که در قبال زن راه های پیچیده و دشواری را انتخاب نماید که در بن بست

آنها دچار شده و همیشه در حال مبارزه و دفاع از خود می باشد.

و هیچگونه عاملی در انحراف جوانان به اندازه تحریکی که از ناحیه زنان هرزه و برهنه انجام

 می شود موثر نیست و مانند گرسنه ای می ماند که با دیدن غذاهای لذیذ بیشتر احساس گرسنگی

 کند .... در این هنگام اگر واقعا جوانان دارای اراده قوی و اندیشه ای محکم باشند به احساسات

 خود چیره گشته و بر اعصاب خود مسلط می شوند و راه حل صحیحی برای خود پیدا خواهند کرد ...

 و نیز اگر کردار خود را با الهام از تعالیم الهی و پیروی از قوانین او رهبری کنند دیگر از هرگونه

 انحرافی در امان خواهند بود .

ولی متاسفانه خود را از هرگونه قید و شرطی رها ساخته ..... و یکپارچه عثل و احساسات را تسلیم

  غرائز نموده اند . آیا جوانان که در هر نگاهی که انگیزه تحریک وی می شود و هر عشق بازی که

 او را به هیجان می آورد چه اثر مرگباری دارد؟!

اثرش تحریک کامل غریزه جنسی در مرحله کاملا انفجاری که استقامت را از وی سلب نموده و شعور

 و درکش محکوم غریزه جنسی میشود و در نتیجه همواره در قضاوت جنبه احساسات حاکم بر قوه

 عقل و اندیشه میشود .... دیگر چنین شخصی عنصر مفیدی برای خود و برای ترقی و تعالی یک

جامعه نخواهد بود.

بی بند و باری ... ضعف اراده ... خضوع در مقابل هر شخصی ... ناتوانی در قبال حوادث و سستی

 در مراتتب مردانگی همه اینها خطرات آمیزش و آزادی و افسار گسیختگی است ... کدام جوانی

 حاضر است تا به این اندازه انحطاط برسد و سرنوشت خود را به چنین خسارتی در آمیزد .

آری این بدبختی و فاکت نتیجه ارتکاب معاصی الهی است .... غرب که خود مبتکر چنین نقشه ای

بوده و سپس عده ای از شرقی ها را که صرفا به منظور تقلید از هدفهای آنان پیروی نموده اند ...

نخستین ضربه بر خود آنان وارد شد.

فرانسه! نمونه کامل بی بند و باری و ضرب المثل در آزادی مطلق در کشورهای غربی است در

 جنگ جهانی دوم دیگر در نتیجه  هرزگی نشانه های مردانگی و شهامت از آنان رخت بربسته بود

 که در اولین حمله دشمن دستهای تسلیم را بالا برده و در یک آن تسلیم دشمن شدند .

آری .... بدینسان بی بند و باری و هرزگی نخوت و بزرگی توده ای را به خاک بدبختی مینشاند ...

دولتیکه می پنداشت دومین قدرت نظامی جهان و حائز بهترین تمدن است چنان در مقابل دشمن تارمار

 شد که حتی کشورهای هم پیمان هم از کمک نظامی خودداری کردند آیا تجربه تلخی بالاتر از

 این هست؟!  و گذشت زمان هم تجربه های دیگری را به ما خواهد آموخت که تاریخ آن را

 ثبت خواهد کرد .

آری ... چنان تجربه تلخی که ناگزیر گریبانگیر خواهد شد چه اینکه برای هرچیزی خاصیتی

هست که از او جدا نمی شود و در فرصت و موقعیت مناسب بروز خواهد کرد.

این بدبختی ... بدبختی فردی نیست که بتوان از ان خلاصی جست و هم چون عضو فاسدی در بدن ...

از روی ناعلاجی قطع بشود .... بلکه این بدبختی نکبتی است که دامن اکثریت اجتماع را گرفته و

بدیهی است خطری سعادت اجتماعی را تهدید کند قابل هیچگونه اغماض و سهل انگاری نیست .

 

.................................................................................................................

کتاب حجاب و جامعه - صفحات ۲۷ الی ۳۱

+ نوشته شده در  86/11/01;ساعت 21:47;  توسط مینا جوزی;  | 

 

 

 

گاهی اوقات بعضی از بانوان بدون توجه به عاقبت موضوع به طور شرم آوری در اجتماع ظاهر

می شوند و یک مشت مردم عفریت صفت از راه چشم چرانی و عشق بازی با آنان به هوسرانی

 می پردازند و در این عمل ناشایست خود کلمه "آزادی" را به رخ می کشند ... در صورتیکه برای

آزادی هم حدود معینی است ... نه اینکه آزادی وسیله برای نیل به هدفهای دیگری باشد !!!!

 ولی جوان عاقبت اندیش هرگز نباید چنین زنانی را شریک زندگی خود قرار دهند اگرچه هم در

 این کار پافشاری کنند ...  زیرا دیگر یک همسری که از هرنظر پاک و آلوده نباشد ندارند !

  این زنان همچون لقمه مبتذلی را میمانند که تهی از هرگونه شایستگی بوده و اطمینان مرد را

نسبت به خودشان متزلزل میسازند چه اینکه این زنان دیگر بخود جنبه همگانی گرفته اند !!! 

 آخر ... جوان نگون بخت چگونه می تواند در صمیم دلش از این وصلت خشنود باشد برای اینکه

 دوست می دارد همسرش فقط زن او باشد ... همانطوریکه زن دوست میدارد که مرد انحصارا در

 اختیار او باشد ... و از طرفی وجدان اخلاقی هم که عامل ارزنده و حیات بخشی در سرنوشت بش

ر می باشد بر افکار وی فشار آورده و پیوسته در رنج و ناراحتی به سر خواهد برد .

گاهی به نام آزادی و تمدن ... زنان را فریب می دهند و گاهی هم به این کلمات نام هایی از قبیل

 فرهنگ و علم و پیشرفت اضافه می کنند ... و با کمال تاسف زنان هم فریب چنین اسم ها را

خورده و بدون تامل حجاب خود را کنار گذاشته و در اجتماع حاضر می شنود همان اجتماعیکه

 مطلوب مردان است و از ان به زندگی اجتماعی تعبیر می کنند ولی با نظر دقیق که نگاه کنیم جز

 عرصه شهوات چیز دیگری نیست ... وگرنه کدام یک از مزایای اجتماعی با مراعات حقوقی که

 اسلام برای زنان در نظر گرفته در زیر حجاب از بین رفته است !؟ غافل از اینکه این هوس

مردان بسیار زودگذر و تا وقتی است که زنان طراوت و شادابی خود را از دست ندهند و با یک

 نگاه از مردان دلربایی نمایند .... و برای زنان هم همچون مردان احساس جنسی هست ولی

امتیازی که زنان دارند با پوششی از حیا آمیخته شده که همان حجاب فطری است.

آری ... این کلمات خوش آیند زنان است و انان را فریب میدهند ولی سرانجام چه خواهد شد

معلوم نیست ؟!!!

سپس پس از اینکه خوب زنان را فریفتند همچون وحشی از او فرار می کنند و

 یا ( مانند شیطان که به انسان گفت کافر شو بدون تامل پذیرفت و وقتیکه کافر شد گفت من

 از تو بیزارم چون از پروردگار جهانیان می ترسم ) .

از دیرباز اجتماعات بشری درباره زن قضاوت عادلانه ای نداشته چه اینکه به اندازه ای

 که زنان را محکوم می کنند مردان را محکوم نکرده است.

آری اینست منطق غریزه جنسی .... غریزه ایکه نه وجدانی دارد و نه وفایی .... نه ثباتی دارد

و نه دوامی چه اینکه فردیکه محکوم احساس جنسی است ناگریز خود را در دو حالت متضاد می یابد :

حالت حیوانی که انسان را به آزادی مطلق وامیدارد که در نیل به هدفی از هر راه نامشروع

 و نا پسندیده ای اقدام میکند و این حالت انگیزه دست یافتن به زنان از راه مکر و خدعه

 می باشد و حالت (ایدئولوژی) که انسان موازین اخلاقی را وجدان می کند ولی متاسفانه

همواره این حالت بعد از ارتکاب خلاف به انسان دست میدهد.

و همین مشکلات است که جوانان را در امر ادواج دچار تردید نموده و انچه گفته شد قسمتی

 از این مشکلات را بازگو میکند .

..................................................................................

کتاب حجاب و جامعه ُ ترجمه زهرا حسینی ُ صفحات ۱۹ الی ۲۳  

 

 

+ نوشته شده در  86/10/27;ساعت 23:7;  توسط مینا جوزی;  | 

 

بحث و گفتگو درباره حجاب موضوعی است که دیگر نزدیک است زبان و

 بلکه قلم در پیرامون آن به جهت طول تکرارش ملول گردد و نشر عقل بیدار

 و روشن و دور اندیش هم در این مورد کاملا روشن است و هیچگونه ابهامی

ندارد و نیزحکم خدا که آفریننده عقل و امور وی به دست توانای اوست روشنتر

 از حکم عقل دور اندیش می باشد. بدیهی است که در برابر حکم خالق یکتا

 دیگر مجالی برای شک و تردید و محلی برای پرسش نمی ماند، ولی از

 آنجاییکه انسان در اوان بلوغ با لهیبی در ضمیر خود که اعصابش را دگرگون

 ساخته درگیر است، و با سپری شدن ایام دائره اش وسیعتر گشته و پیوسته با

این شور جنسی در طول زندگی مبارزه می کند از این رو توانایی خود را از

 دستت داده و نمی تواند این التهاب را محدود نموده و راه حلی برای این مشکل

 پیدا کند.

 

و نیز یکی دیگر از خصایص فطری بشر پیروی از رهبریت فوق العاده می باشد

 که با نرم خوئی توده را در حدود تربیت صحیح اداره کند مانند آتش که در

 شرایط  خاصی شعله معتدلی دارد و در هدفهای مورد نیاز استفاده می شود.

دیگر برای انسان شایسته نیست که در قبال حکم الهی و عقل در مسئله حجاب

راه دیگری را برگزیده و حدودی را که بر خلاف آنچه شالوده صحیح و استوار

 دارد مانند احکام الهی معین کند، آن هـــــم این نــوع مشکـلی کـه سرنوشت بشر

 را دگـرگـون نموده و سلامت اجتماع را تهدید و ارکانش را متزلزل میســازد،

 این موضوعی نیست کـه برای فردی پوشیده باشد، ولـی چون انسان همواره اسیر

 حسرت جنسی است همچون تندباد او را به چپ و راست می راند و راحتی و

 آسایش را از او سلب می کند و برای نیل به هدف خود دست به انواع حیله ها و

 اسلوبهای گوناگونی که بلاخره بقـدری شدت می یابد که یکپارچه بر فکــر وی

مسلط شده و اراده و متانت شخص را در مقابل احساس جنسی زبون و بی استقلال

 نموده، تا جائیکه وجدان انسان را تبدیل به وجدانی آکنده از حرص و آز که قناعت

 ناپذیر است مینماید.

 

در این هنگام است که قدرت هرگونه مآل اندیشی از وی سلب و در قبال این

 احساس فطری مغلوب می گردد. افرادیکه لکه ننگ بی عفتی را بر افکار جامعه

تحمیل مینمایند و آنچه بنام حریت آزادی برای زنان بعنوان دفاع از حریم عدالت ،

 و آرزوی خوشبختی که همواره در سر زبانهای آنان بنام دفاع از حقوق زن جریان

 دارد همه وهمه برای نیل به بوالهوسی خود و هدفی جز تامین خواسته های

 شیطانی خود ندارند بنام زن فریاد می زنند تا به او نزدیک شوند . . . . . .  و از

 حریم وی دفاع می کنند تا رضایت او را به سوی خود جلب کنند .

 

به راستی زنان بسیار دل نازک و دارای عاطفه سرشار و احساس گرمی می باشند

 که تحت تاثیر ثناخوانی دیگران واقع می شوند .

 

احمد شوقی می گوید : زنان زود فریب افرادیکه بعنوان دادخواهی و دفاع

 برمی خیزند می خورند ، و اگرچه گوینده دروغگو باشد به او گوش فرا میدهد ،

و تحت تاثیر دفاع یکعده ای اگرچه پست و فرومایه و ستمگر باشند واقع می شوند .

 

آری ظـــلـــم  اســــت .... ظــلــــم بس عـظــــــیـــم !!

 

واقعا ظلم بر زن و ظلم به حریم زن ، و تهمت به عقل و حکمت بالغه الهی و

افتراء به احکام خداست که کسی بگوید : با فریضه حجاب بر زن ظلم شده است !!

آری بدینگونه می گویند تا او را در دام نهند تا کمینه به خوبی در زیر پنچه های

خائنانه آنان نرم شده و در هر کجا دلخواه آنان چه در خیابان و یا کافه و بازار و

 بلاخره در همه جا به او دست یابند.

 

تا بدینسان در کشورهای شرق و کشورهای اسلامی هم آزادی مطلقی که شندیده و

 یا دیده اند جامه عمل بپوشانند ... غافل از اینکه دیگر شرق فریب این کابوس

 خطرناک را نخواهد خورد، و دیگر مسلمانان به این نکته توجه پیدا کرده اند که

تنها مبدا قدرت و ترقی حفظ پدیده های دینی و اجتماعی است ، و مبارزه با

برنامه های استعماری که از دیر زمان در افکار جوانان رگ و ریشه دوانده

می باشد ، زیرا گذشت زمان تجربه های تلخی را به انان آموخته که دیگر امادگی

 ندارند هرچه به نام غرب وارد می شود بپذیرند .

 

.........................................................................................

کتاب حجاب و جامعه ،   ترجمه زهرا حسینی ،    صفحات 11 تا 15 .

+ نوشته شده در  86/10/24;ساعت 11:49;  توسط مینا جوزی;  | 

 

+ نوشته شده در  86/10/17;ساعت 17:37;  توسط مینا جوزی;  |