رفتی .... و زمین ، به ناشایستگی اش خون می گرید !
رفتی ... رفتی ....
دیگر تاب ماندن نداشتی !
بالهای سبز عروج را گشودی ... و چه سبز و با شکوه رفتی !
بهشتیان، به یمن ورود ملکوتیت جشن گرفته اند ....
و زمینیان .... در وداع با تو خون می گریند !
آری ، اینک به وابستگی ما به دنیا می خندی ! به حرص و طمع ما ...
به غفلت من و امثال من .... چه دردناک می خندی !
به سقوط ادم ها .... ![]()
به دیوانگی من و لکه های چرکین گناه کردن هایم ... چه غم گین می خندی !

گفتند رفته ای .... باورم نشد !
مات و مبهوت به تلوزیون خیره شدم !
زیر نویس سیاه پوش، خنجر می زد بر فرق باورهایم !
زانوانم سست شد !
چه می دیدم ؟
تسلیت؟
برای که ؟
برای چه؟
برای او .... ؟!!!
چه بدبختم ....... !
|
| |
در آرزوی دیدارش بودم،
لیاقت شنیدن مرگش را به من دادند ! ![]()
![]()
دلم هوای قم دارد !
ای کاش آنجا بودم ، حداقل با جسم مطهرش وداع میکرم ! ![]()

عشق به خدا بود که شب ها را با چشمان گریان
و قلبی آکنده از نور به صبح می رساند !
-----------------------------------------
خدایا !
دلم به وسعت تو ،
برای غفلت و درماندگی ام می سوزد !
مرا نجات بده ! ![]()
*************************
وصال حق بر روح پاکت مبارک 









عروج ملکوتی آیت الله بهجت بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد ! ![]()


