تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



 

و عشــــــــــق صدای فاصله هاست .... صدای فاصله هایی که غرق "ابهامند" .

 

دچار یعنی ..... " عـــــــــاشـــــــــــق "

 

 

عشق های امروزی ، هوس اند یا عشق حقیقی؟

 

این موضوع رو برای این آپ انتخاب کردم چون یک مشکل خیلی اساسی در جامعه امروز ما ، معنی واقعی عشق هست ! که واقعا کمتر کسی در جامعه امروز هست  که معنی واقعی عشق رو بدونه و در جهت معنای واقعیش گام برداره ... !  و فکر میکنم عامل اصلی فساد جامعه، ندونستن معنای حقیقی عشقه !

 

 

 

عشق معطوف به غیر از خود است در حالیکه محور هوس، خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را با هم مقایسه کنید :

 

- "من" برات می میرم. – برای "من" هیچکس مثل تو نمیشه. – "من" همیشه به فکر توام. – "من" از تو رنجیدم.

 

در حالیکه در عشق حقیقی ، توجه به حالات و لذتهای خود نیست و خواست و شرایط معشوق جایگزین خود خواهی فرد می شود.

 

جمله معشوق است و عاشق پرده ای

 

زنده معشوق است و عاشق مرده ای

 

 

هوس ، پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است. مثل نیاز به آب ، اکسیژن و ....   ولی عشق فراتر از چنین نیازی است. شق فراهم آورنده رشد و خود شکوفایی فرد است. لذا فرد عاشق خود را "خــــــــوار" نمی کند، کوچک نمیکند.

 

عشـــــــــق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل میشود.  

 

شاید در فیلم ها شنیده ودیده باشید که فردی می گوید : "من عشق را گدایی نمی کنم"

 

عشق حقیقی محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است.  اگر فردی را مجبور کنیم که همه علایق، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خود کرده باشیم.  در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است !!!

 

از همه مهمتر ... عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است، یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار ، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می اید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق نعقد میشود.

 

بعضی ها می گویند : "اول باید عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟"

 

فرد هیچ وقت قادر به شناخت صحیح طرف مقابلش نیست. و پس از فروکش کردن احساسات پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیات را درک میکند.

 

عاشق خود را ملزم میداند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق واقعی درپی  امیال خود نیست .

 

عشق هایی کز پی رنگی بود

 

عشق نبود عاقبت رنگی بود

 

 

چنین مواردی از نشانه های هوس هستند : زودرنجی، قهر و اشتی، دل خوری، نگرانی، تردید، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چندین نفر ارتباط صمیمی  و عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف فرد مقابل و .... ، همه از علایم هوس اند. در حالیکه عشق حقیقی ، قامتی رعناتر ، بزرگتر، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر* ارامش بخش*  است و نگرانی از دست رفتن ندارد !   عشق هایی که نگران آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج است و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوس ها هستند که محور "من" در آنها قوی است. یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد نه معشوق :

 

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

 

او ز حرص و جمله عیبی پاک شد

 

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

 

ای طبیب جمله علت های ما

 

ای دوای نخوت و ناموس ما

 

ای تو افلاطون و جالینوس ما

 

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

 

کوه در رقص آمد و چالاک شد

 

 

عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین ما ، افراد، و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری با "پنهان کاری" ، تعرض، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی، مشکل شغل، تحصیل، روابط خانوادگی و .... همراه شد باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق واقعی به آنها معرفی کرده و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناک تر و فجیع تر به همراه دارد.

 

عشق دریایی است ... قعرش ناپدید !!!

 

 

+ نوشته شده در  87/12/13;ساعت 21:45;  توسط مینا جوزی;  | 

۲۱ـدلیل اینکه رود ها و دریا ها اب جویبار ها را به خود جلب مب کنند ابن است که در مناطق پایین تر هستند (در دوستی ها خود  را بالا نبرید ).

۲۲ـصمیمانه بکوشید خود را جای دیگران قرار دهید و از دیدگاه انها به مسائل بنگرید .

۲۳ـسعی کنید این جمله را بسیار استفاده کنید :من شما را به خاطر احساسی که دارید سرزنش نمیکنم چون من هم اگر جای شما بودم  این کار را میکردم.

۲۴ـشنیدن سخنان نامطبوع در صورتی که قبل از ان سخنان مطبوع و تمجید امیز شنیده باشیم  ازار دهنده نیست(سعی کنید قبل از انتقاد دیگران  از انها تعریف کنید بعد انتقاد های خود را بگویید .)

۲۵ـخطاهای دیگران را به طور غیر مستقیم به انها گوشزد کنید و مراقب باشید احساس تفاخر و برتری در حرفهایتان نباشد .

۲۶ـبه جای صدور دستور مستقیم خواسته های خود را به صورت پیشنهاد و سوال مطرح کنید.

۲۷ـبه دیگران نشان دهید که به انها اعتماد دارید.تا انها نیز بکوشند خود را سزاوار اعتمادشما بدانند .

۲۸ـاگر فاقد یکی از فضائل اخلاقی هستید به داشتن ان تظاهر کنید .

۲۹ـافراد بزرگ هرگز وقت خود را برای اعلام پیروزی هایخود صرف نمی کنند .

۳۰ـاگر دیگران دارای فضیلتی هستند که شما طالب ان هستید این موضوع را اشکارا به او بگویید .

۳۱ـبرای ترغیب دیگران برای انجام کارهای مورد نظر شما طوری رفتار نمایید که انها خود را مهم احساس کنند و با خوشحالی به خواسته های شما عمل نمایند .

۳۲ـاز پیشرفت های دیگران سخاوتمندانه تعریف کنید .

۳۳ـبا تشویق کردن دیگران وانمود کنید که بر طرف کردن عیوبشان ساده است .و با یک غیر ممکن روبه رو نیست .

۳۴ـابروی دیگران را حفظ کنی و از گفتن عیوب انها پیش دیگران (غیبت)جدا خودداری کنید .

۳۵ـاگر طرف شما بد اخلاق بود و اجازه ی سخن گفتن را به شما نمی داد درباره ی اطلاعات اخلاقیات او اطلاعاتی بدست اورید و در مورد انها از او چیزی بخواهید(یا چیزی بپرسید)مثلا بگویید:شنیدم که ایلام را خوب می شناسید میتوانید ایلام را به من نشان دهید ؟

۳۶ـاز نق زدن(اعتراض کردن )بپرهیزید.

۳۷ـهمیشه از خود به خوبی یاد کنید و خود را ستایش و تشویق کنید (ـمن سیگار نمیکشم و...).

۳۸ـبا جسم خود  به خوبی رفتار کنید و سلامت باشید .

۳۹ـبیمار یعنی:نیاز به جلب توجه دیگران .کسانی که اعتماد به نفس عالی دارند در درون شیفته ی خود هستند این اشخاص مورد تا یید خود هستند و حتی فکر بیمار شدن یعنی نیاز  به جلی توجه دیگران  در ذهنشان راه پیدا نمی کند . پس به نیاز های خود عمیقا احترام بگذارید .

۴۰ـفداکاری بیش از حد یعنی:عدم توجه به خود . برای انجام کار برای دیگران ابتدا به خود توجه کنیم.

۴۱ـاعتماد به نفس یعنی/:توجه داشتن به خود و به خود رسیدن .

۴۲ـاحساس گناه بزرگترین مانع است .خود را سرزنش نکنید .

۴۳ـبه اصل نگه داری توجه کنید .اصل نگه داری:اجتناب از اندیشه منفی .بیان منفی و عدم توجه به انتقاد های نابه جای دیگران و انجام کارهای خود شکنانه.

۴۴ـیکی از موانع بزرگ اعتماد به نفس ترس است و موثر ترین راه غلبه بر ترس اقدام است.

۴۵ـهمیشه در جیب خود پول داشته باشید.

 

+ نوشته شده در  87/12/12;ساعت 9:58;  توسط رضا اسماعیل پور;  |