تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



این چیزی رو که میخوام بگم یک داستان واقعیه بعد اخرش خودتون نتیجه گیری کنید:در یکی از روز های زمان قبل از انقلاب وقتی که موضوع کشف حجاب در میان بود یه حاج اقا  به همراه خانومشون که چادر بلند و نقاب روی صورتش داشت از خیابون میگذشتند در همین موقع یه اقای کت و شلواری که معلوم بود از درباریانه به همراه خانومش که دارای پوشش تقریبا لخت بود و همه هم اونو نگاه میکردند از کنار حاج اقا میگذره و بهش میگه حاج اقا:چیه بد بختو زندونیش کردی؟؟(منظور زن حاج اقا)بعد حاج اقا میبینه که کنار خیابون ۲ تا ماشین پارک شده "یه تاکسی کهنه و داغون و یه ماشین نو که با چادر روشو پوشونده بودند به اقائه میگه این دو تا ماشینو میبینی؟میگه:خوب اره.حاج اقا میپرسه چرا روی این یکی رو پوشوندن ولی روی اون یکی بازه و همین طوری ولش کردن؟جواب میده :این چه سوالیه خوب معلومه این ماشین نو خصوصیه که روشو پوشوندن .حاج اقا میگه:خوب زن منم خصوصیه

+ نوشته شده در  87/10/11;ساعت 11:0;  توسط رضا اسماعیل پور;  | 

+ نوشته شده در  87/10/10;ساعت 17:27;  توسط رضا اسماعیل پور;  |