بطور نمونه به دو تعريف زيبا كه در آثار غربيها برخورد كرديم، اكتفا مينماييم:
مونتسکيو: حجب و حيا خجلتي است که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد.
ويل دورانت: شرمرويي نوعي عقب نشيني مدبرانه است که از ترس
و پاکي ميزايد و با لطف و زرنگي گسترش مييابد...
در بين نوشتهها و گفتارهاي مختلف در مورد حيا بعضاً تعاريفي ذکر شده است
که براي توصيف حيا، اشاره به برخي از آنها خالي از لطف نيست:
ـ حيا شرمي است برخاسته از ادراک خوبيها و بديهاي اختياري.
ـ حيا نيرويي است مهارکننده و نظم دهنده که رفتارهاي رواني و فيزيکي انسان
را بر اساس «شرع» و «عرف» تنظيم ميکند.
ـ خويشتنداري ارادي فرد در انجام اعمالي که خلاف قاعده و شأن شرعي و عرفي است.
ـ ويژگي شخصيتي است که باعث ميشود فرد نسبت به وقوع کاري که آن را زشت
ميداند، نوعي احساس بازدارنده يا ناراحتکننده داشته باشد.
ـ قدرتي است که انسان را از کارهاي خلاف باز ميدارد و اگر انسان گناهي انجام دهد،
موجب شرمندگي او ميشود ...
منبع :http://www.peyambareomid.blogfa.com


