تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



پغمبر اكرم زنان را اجازه مي داد كه به خاطر حاجتي كه دارند بيزون بروند و كار خويش را انجام دهند . سوده، دختر زمعه، همسر رسول خدا زني بلند بالابود يك شب با اجازه ي رسول خدا از خانه به خاطر كاري بيرون آمد . با اينكه شب بود عمرابنهلخطاب سوده را به خاطر بلند بالايي اش شناخت. عمر در اين جهت ، تعصب شديدي داشت و همواره به پيامبر تو صيه مي كرد اجازه ندهد زنانش بيرون روند . عمر با لحن خشني به سوده گفت : تو خيال كردي كه ما تو را نشناختيم ؟!خير شناختيم . پس از اين دربيرون آمدن خود دقت بيشتري بكن . سوده از همان جا مراجعت كرد و ما جرا را به عرض رسول خدا رساند در حالي كه رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخواني در دستش بود . طولي نكشيد كه حالت وحي بر آن حضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادي فرمود { انه قد كان لكن ان تخرجن لحوايجكن } اجازه داده شد به شما اگر حاجتي داريد بيرون رويد .

 

مساله ي حجاب صفحه ي 209

+ نوشته شده در  87/03/31;ساعت 2:43;  توسط ;  | 

چارلي چاپلين در بخشهاي پاياني نامه ي خود به دخترش اين چنين بيان مي كند حقيقت را به

 

تو مي گويم دخترم ! مردمان بر روي ريسمان نااستوار سقوط مي كنند. شايد كه شبي درخشش

 

گرانبها ترين الماس اين جهان ، تو را فريب دهد؛ آن شب اين الماس ، ريسمان نااستوار تو

 

خواهد بود و سقوط تو حتمي است شايد روزي چهره ي  زيباي شاهزاده اي  تو را گول بزند؛

 

آنروز بند بازي ناشي خواهي بود و بند بازان ناشي هميشه سقوط مي كنند . دل به زر و زيور

 

نبند زيرا بزرگترين الماس اين جهان است و خوشبختانه اين الماس بر گردن همه مي درخشد

 

....... اما اگر روزي دل به مردي بستي ، با او يكدل باش. به ماذرت گفته ام در اين باره برايت

 

نامه اي بنويسد . او عشق را بهتر از من مي شناسد و او براي تعريف يكدلي شايسته تر از من

 

است . كار تو بس دشوار است اين را مي دانم ، اما هيچ جيز و هيچ كس ديگر در اين جهان

 

نيست كه شايسته ي آن باشد كه دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان كند . برهنگي ،

 

بيماري عصر ماست و من پيرمردم و شايد كه حرفهاي خنده دار مي زنم . اما به گمان من تن

 

عريان تو بايد مال كسي باشد كه روح عريانش را دوست مي داري.  بد نيست اگر انذيشه ي تو

 

در اين باره مال ده سال پسش باشد ، مال دوران پوشبدگي . نترس اين ده سال تو را پير

 

نخواهد كرد...

+ نوشته شده در  87/03/30;ساعت 22:30;  توسط ;  | 

اگر زن ، مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بيرون بيايد ، پوشيدن يك لباس ساده

 

كه تمام بدن و سر، جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند ، مانع هيچ فعاليت

 

بيروني نخواهد بود ، بلكه بر عكس ، تبرج و خود نمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ

 

و مد هاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال در

 

مي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پزيسيون خود كند .

 

............................................................................

 

برگرفته از حجاب تاليف استاد مطهري صفحه 170

+ نوشته شده در  87/03/30;ساعت 22:25;  توسط ;  |