پغمبر اكرم زنان را اجازه مي داد كه به خاطر حاجتي كه دارند بيزون بروند و كار خويش را انجام دهند . سوده، دختر زمعه، همسر رسول خدا زني بلند بالابود يك شب با اجازه ي رسول خدا از خانه به خاطر كاري بيرون آمد . با اينكه شب بود عمرابنهلخطاب سوده را به خاطر بلند بالايي اش شناخت. عمر در اين جهت ، تعصب شديدي داشت و همواره به پيامبر تو صيه مي كرد اجازه ندهد زنانش بيرون روند . عمر با لحن خشني به سوده گفت : تو خيال كردي كه ما تو را نشناختيم ؟!خير شناختيم . پس از اين دربيرون آمدن خود دقت بيشتري بكن . سوده از همان جا مراجعت كرد و ما جرا را به عرض رسول خدا رساند در حالي كه رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخواني در دستش بود . طولي نكشيد كه حالت وحي بر آن حضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادي فرمود { انه قد كان لكن ان تخرجن لحوايجكن } اجازه داده شد به شما اگر حاجتي داريد بيرون رويد .
مساله ي حجاب صفحه ي 209
چارلي چاپلين در بخشهاي پاياني نامه ي خود به دخترش اين چنين بيان مي كند حقيقت را به
تو مي گويم دخترم ! مردمان بر روي ريسمان نااستوار سقوط مي كنند. شايد كه شبي درخشش
گرانبها ترين الماس اين جهان ، تو را فريب دهد؛ آن شب اين الماس ، ريسمان نااستوار تو
خواهد بود و سقوط تو حتمي است شايد روزي چهره ي زيباي شاهزاده اي تو را گول بزند؛
آنروز بند بازي ناشي خواهي بود و بند بازان ناشي هميشه سقوط مي كنند . دل به زر و زيور
نبند زيرا بزرگترين الماس اين جهان است و خوشبختانه اين الماس بر گردن همه مي درخشد
....... اما اگر روزي دل به مردي بستي ، با او يكدل باش. به ماذرت گفته ام در اين باره برايت
نامه اي بنويسد . او عشق را بهتر از من مي شناسد و او براي تعريف يكدلي شايسته تر از من
است . كار تو بس دشوار است اين را مي دانم ، اما هيچ جيز و هيچ كس ديگر در اين جهان
نيست كه شايسته ي آن باشد كه دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان كند . برهنگي ،
بيماري عصر ماست و من پيرمردم و شايد كه حرفهاي خنده دار مي زنم . اما به گمان من تن
عريان تو بايد مال كسي باشد كه روح عريانش را دوست مي داري. بد نيست اگر انذيشه ي تو
در اين باره مال ده سال پسش باشد ، مال دوران پوشبدگي . نترس اين ده سال تو را پير
نخواهد كرد...
اگر زن ، مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بيرون بيايد ، پوشيدن يك لباس ساده
كه تمام بدن و سر، جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند ، مانع هيچ فعاليت
بيروني نخواهد بود ، بلكه بر عكس ، تبرج و خود نمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ
و مد هاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال در
مي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پزيسيون خود كند .
برگرفته از حجاب تاليف استاد مطهري صفحه 170


