لهیب جنسی شدیدی که هیچگونه اعتدال پذیر نیست در جوانان بروز می کند و فقط حیــــــــا است که
می تواند این مسئله را کنترل کند.
و در دوران نزدیک بلوغ هم انسان فاقد تکامل فکری و هرگونه تجربه زندگی است . در این هنگام
می بینیم دختر و پسر با هم ملاقات و تبادل نظر نموده و به سخنان همدیگر گوش فرا داده و هردو در
جستجوی هدف معینی در یکدیگر می باشند .
حیا و شرمساری ! تا چه اندازه می تواند انسان را باز دارد؟ چه اینکه برخورد دهمی و بیستمی
کافی است که آخرین اثر حیا را بزداید ... پس سرانجام آنان چه می شود؟ اگر راه بی بند و باری را
انتخاب نموده و خواهش نفسانی خود را اجابت نمایند اینجاست که عفتو پاکدامنی قربانی می شود .
و اگر خودداری و پا روی خواهش خویشتن بگذارند دچار عقده روانی و اعصابی ناراحت خواهند
شد ... در این موقع خطر از بین رفتن پسران جوان به پیش می آید و اما دختران در هر حال قربانی
اصلی اند .
نظر دین خدا در این مورد چیست؟ و چه راه حلی برای این موضوع دارد و یا با وصف اینکه دین
رهبریت شایسته اجتماع را ایفا می کند در این مورد هم سکوت نموده و هیچ نیرویی در جوانان که
آنان را به عاقبت اندیشی وا دارد ایجاد نمی کند و میگذارد وقتی که درست بدبختی آغاز شد شروع
به موعظه و امر و نهی میکند؟!
اگر چنین است واقعا این چه برنامه ایست که فاجعه را بیشتر دامن می زند و یکی از اثرات
سوء این برنامه درک گناهی است که همواره انسان در خود احساس و زندگی را برایش تلخ
میسازد وانگهی اندرز و نصیحت پس از اینکه قوای انسانی یکپارچه برخلاف آنچه دعوت
می شود باشد چه اثری دارد؟
دوران جوانی اساس مهمی است برای نیل به مردانگی عالی و زن نمونه شدن ... پس ناگزیر
باید در سرنوشت خود بیاندیشند و در صلاح آن بکوشند.پس نظر دین در این باره چیست؟
آیا شایسته نیست که با احتیاط شروع کنند و همیشه مشکل را از سرچشمه قبل از خرابی حل کنند ...
بدینرو آیا عقلانی نیست که به دختران جوان امر می کند که با حجاب باشند تا شناخته نشوند و در
نتیجه از اذیت دیگران مصون بمانند و هم احترامشان محفوظ و عفت و شرافتشان مورد لطمه وارد
نشود و نیز جوانان پسر و دختر را با نیرویی بس بزرگی که همان ایمان و اعتقاد باشد پیوند
میدهد ... دژ بلندی که هیچگونه قابل رخنه نیست و در سایه همین ایمان امر می کند ه از آنچه حلال
نیست چشم بپوشند و در مواردیکه منع شده از شهوت خود جلوگیری کنند و با ارائه دادن راه های
سالمی که این ضرورت حیاتی را تامین می کند غریزه جنسی انسان را به طور معتدل تهذیب می کند.


