تبليغاتX
.::هرچه باحجاب تر نایاب تر::.



 

 

 

گاهی اوقات بعضی از بانوان بدون توجه به عاقبت موضوع به طور شرم آوری در اجتماع ظاهر

می شوند و یک مشت مردم عفریت صفت از راه چشم چرانی و عشق بازی با آنان به هوسرانی

 می پردازند و در این عمل ناشایست خود کلمه "آزادی" را به رخ می کشند ... در صورتیکه برای

آزادی هم حدود معینی است ... نه اینکه آزادی وسیله برای نیل به هدفهای دیگری باشد !!!!

 ولی جوان عاقبت اندیش هرگز نباید چنین زنانی را شریک زندگی خود قرار دهند اگرچه هم در

 این کار پافشاری کنند ...  زیرا دیگر یک همسری که از هرنظر پاک و آلوده نباشد ندارند !

  این زنان همچون لقمه مبتذلی را میمانند که تهی از هرگونه شایستگی بوده و اطمینان مرد را

نسبت به خودشان متزلزل میسازند چه اینکه این زنان دیگر بخود جنبه همگانی گرفته اند !!! 

 آخر ... جوان نگون بخت چگونه می تواند در صمیم دلش از این وصلت خشنود باشد برای اینکه

 دوست می دارد همسرش فقط زن او باشد ... همانطوریکه زن دوست میدارد که مرد انحصارا در

 اختیار او باشد ... و از طرفی وجدان اخلاقی هم که عامل ارزنده و حیات بخشی در سرنوشت بش

ر می باشد بر افکار وی فشار آورده و پیوسته در رنج و ناراحتی به سر خواهد برد .

گاهی به نام آزادی و تمدن ... زنان را فریب می دهند و گاهی هم به این کلمات نام هایی از قبیل

 فرهنگ و علم و پیشرفت اضافه می کنند ... و با کمال تاسف زنان هم فریب چنین اسم ها را

خورده و بدون تامل حجاب خود را کنار گذاشته و در اجتماع حاضر می شنود همان اجتماعیکه

 مطلوب مردان است و از ان به زندگی اجتماعی تعبیر می کنند ولی با نظر دقیق که نگاه کنیم جز

 عرصه شهوات چیز دیگری نیست ... وگرنه کدام یک از مزایای اجتماعی با مراعات حقوقی که

 اسلام برای زنان در نظر گرفته در زیر حجاب از بین رفته است !؟ غافل از اینکه این هوس

مردان بسیار زودگذر و تا وقتی است که زنان طراوت و شادابی خود را از دست ندهند و با یک

 نگاه از مردان دلربایی نمایند .... و برای زنان هم همچون مردان احساس جنسی هست ولی

امتیازی که زنان دارند با پوششی از حیا آمیخته شده که همان حجاب فطری است.

آری ... این کلمات خوش آیند زنان است و انان را فریب میدهند ولی سرانجام چه خواهد شد

معلوم نیست ؟!!!

سپس پس از اینکه خوب زنان را فریفتند همچون وحشی از او فرار می کنند و

 یا ( مانند شیطان که به انسان گفت کافر شو بدون تامل پذیرفت و وقتیکه کافر شد گفت من

 از تو بیزارم چون از پروردگار جهانیان می ترسم ) .

از دیرباز اجتماعات بشری درباره زن قضاوت عادلانه ای نداشته چه اینکه به اندازه ای

 که زنان را محکوم می کنند مردان را محکوم نکرده است.

آری اینست منطق غریزه جنسی .... غریزه ایکه نه وجدانی دارد و نه وفایی .... نه ثباتی دارد

و نه دوامی چه اینکه فردیکه محکوم احساس جنسی است ناگریز خود را در دو حالت متضاد می یابد :

حالت حیوانی که انسان را به آزادی مطلق وامیدارد که در نیل به هدفی از هر راه نامشروع

 و نا پسندیده ای اقدام میکند و این حالت انگیزه دست یافتن به زنان از راه مکر و خدعه

 می باشد و حالت (ایدئولوژی) که انسان موازین اخلاقی را وجدان می کند ولی متاسفانه

همواره این حالت بعد از ارتکاب خلاف به انسان دست میدهد.

و همین مشکلات است که جوانان را در امر ادواج دچار تردید نموده و انچه گفته شد قسمتی

 از این مشکلات را بازگو میکند .

..................................................................................

کتاب حجاب و جامعه ُ ترجمه زهرا حسینی ُ صفحات ۱۹ الی ۲۳  

 

 

+ نوشته شده در  86/10/27;ساعت 23:7;  توسط مینا جوزی;  | 

 

بحث و گفتگو درباره حجاب موضوعی است که دیگر نزدیک است زبان و

 بلکه قلم در پیرامون آن به جهت طول تکرارش ملول گردد و نشر عقل بیدار

 و روشن و دور اندیش هم در این مورد کاملا روشن است و هیچگونه ابهامی

ندارد و نیزحکم خدا که آفریننده عقل و امور وی به دست توانای اوست روشنتر

 از حکم عقل دور اندیش می باشد. بدیهی است که در برابر حکم خالق یکتا

 دیگر مجالی برای شک و تردید و محلی برای پرسش نمی ماند، ولی از

 آنجاییکه انسان در اوان بلوغ با لهیبی در ضمیر خود که اعصابش را دگرگون

 ساخته درگیر است، و با سپری شدن ایام دائره اش وسیعتر گشته و پیوسته با

این شور جنسی در طول زندگی مبارزه می کند از این رو توانایی خود را از

 دستت داده و نمی تواند این التهاب را محدود نموده و راه حلی برای این مشکل

 پیدا کند.

 

و نیز یکی دیگر از خصایص فطری بشر پیروی از رهبریت فوق العاده می باشد

 که با نرم خوئی توده را در حدود تربیت صحیح اداره کند مانند آتش که در

 شرایط  خاصی شعله معتدلی دارد و در هدفهای مورد نیاز استفاده می شود.

دیگر برای انسان شایسته نیست که در قبال حکم الهی و عقل در مسئله حجاب

راه دیگری را برگزیده و حدودی را که بر خلاف آنچه شالوده صحیح و استوار

 دارد مانند احکام الهی معین کند، آن هـــــم این نــوع مشکـلی کـه سرنوشت بشر

 را دگـرگـون نموده و سلامت اجتماع را تهدید و ارکانش را متزلزل میســازد،

 این موضوعی نیست کـه برای فردی پوشیده باشد، ولـی چون انسان همواره اسیر

 حسرت جنسی است همچون تندباد او را به چپ و راست می راند و راحتی و

 آسایش را از او سلب می کند و برای نیل به هدف خود دست به انواع حیله ها و

 اسلوبهای گوناگونی که بلاخره بقـدری شدت می یابد که یکپارچه بر فکــر وی

مسلط شده و اراده و متانت شخص را در مقابل احساس جنسی زبون و بی استقلال

 نموده، تا جائیکه وجدان انسان را تبدیل به وجدانی آکنده از حرص و آز که قناعت

 ناپذیر است مینماید.

 

در این هنگام است که قدرت هرگونه مآل اندیشی از وی سلب و در قبال این

 احساس فطری مغلوب می گردد. افرادیکه لکه ننگ بی عفتی را بر افکار جامعه

تحمیل مینمایند و آنچه بنام حریت آزادی برای زنان بعنوان دفاع از حریم عدالت ،

 و آرزوی خوشبختی که همواره در سر زبانهای آنان بنام دفاع از حقوق زن جریان

 دارد همه وهمه برای نیل به بوالهوسی خود و هدفی جز تامین خواسته های

 شیطانی خود ندارند بنام زن فریاد می زنند تا به او نزدیک شوند . . . . . .  و از

 حریم وی دفاع می کنند تا رضایت او را به سوی خود جلب کنند .

 

به راستی زنان بسیار دل نازک و دارای عاطفه سرشار و احساس گرمی می باشند

 که تحت تاثیر ثناخوانی دیگران واقع می شوند .

 

احمد شوقی می گوید : زنان زود فریب افرادیکه بعنوان دادخواهی و دفاع

 برمی خیزند می خورند ، و اگرچه گوینده دروغگو باشد به او گوش فرا میدهد ،

و تحت تاثیر دفاع یکعده ای اگرچه پست و فرومایه و ستمگر باشند واقع می شوند .

 

آری ظـــلـــم  اســــت .... ظــلــــم بس عـظــــــیـــم !!

 

واقعا ظلم بر زن و ظلم به حریم زن ، و تهمت به عقل و حکمت بالغه الهی و

افتراء به احکام خداست که کسی بگوید : با فریضه حجاب بر زن ظلم شده است !!

آری بدینگونه می گویند تا او را در دام نهند تا کمینه به خوبی در زیر پنچه های

خائنانه آنان نرم شده و در هر کجا دلخواه آنان چه در خیابان و یا کافه و بازار و

 بلاخره در همه جا به او دست یابند.

 

تا بدینسان در کشورهای شرق و کشورهای اسلامی هم آزادی مطلقی که شندیده و

 یا دیده اند جامه عمل بپوشانند ... غافل از اینکه دیگر شرق فریب این کابوس

 خطرناک را نخواهد خورد، و دیگر مسلمانان به این نکته توجه پیدا کرده اند که

تنها مبدا قدرت و ترقی حفظ پدیده های دینی و اجتماعی است ، و مبارزه با

برنامه های استعماری که از دیر زمان در افکار جوانان رگ و ریشه دوانده

می باشد ، زیرا گذشت زمان تجربه های تلخی را به انان آموخته که دیگر امادگی

 ندارند هرچه به نام غرب وارد می شود بپذیرند .

 

.........................................................................................

کتاب حجاب و جامعه ،   ترجمه زهرا حسینی ،    صفحات 11 تا 15 .

+ نوشته شده در  86/10/24;ساعت 11:49;  توسط مینا جوزی;  |