عشق همچو طوفان سرزمین غبار گرفته ی وجود را پاک میکند و انگیزه ی رشد و باروری روز افزون می گردد.
عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دل ها نیز گاهی هوس شنا در ان را میکنند .
نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن دیگر برخواستی نیست.
هیچگاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم ناامید مشو چرا که ارام جان دیگری در راه است.
کمک به همگان عشقی است که به برجستگان کمک میکند راه های سر افرازی را بیابند
رفتی .... و زمین ، به ناشایستگی اش خون می گرید !
رفتی ... رفتی ....
دیگر تاب ماندن نداشتی !
بالهای سبز عروج را گشودی ... و چه سبز و با شکوه رفتی !
بهشتیان، به یمن ورود ملکوتیت جشن گرفته اند ....
و زمینیان .... در وداع با تو خون می گریند !
آری ، اینک به وابستگی ما به دنیا می خندی ! به حرص و طمع ما ...
به غفلت من و امثال من .... چه دردناک می خندی !
به سقوط ادم ها .... ![]()
به دیوانگی من و لکه های چرکین گناه کردن هایم ... چه غم گین می خندی !

گفتند رفته ای .... باورم نشد !
مات و مبهوت به تلوزیون خیره شدم !
زیر نویس سیاه پوش، خنجر می زد بر فرق باورهایم !
زانوانم سست شد !
چه می دیدم ؟
تسلیت؟
برای که ؟
برای چه؟
برای او .... ؟!!!
چه بدبختم ....... !
|
| |
در آرزوی دیدارش بودم،
لیاقت شنیدن مرگش را به من دادند ! ![]()
![]()
دلم هوای قم دارد !
ای کاش آنجا بودم ، حداقل با جسم مطهرش وداع میکرم ! ![]()

عشق به خدا بود که شب ها را با چشمان گریان
و قلبی آکنده از نور به صبح می رساند !
-----------------------------------------
خدایا !
دلم به وسعت تو ،
برای غفلت و درماندگی ام می سوزد !
مرا نجات بده ! ![]()
*************************
وصال حق بر روح پاکت مبارک 









عروج ملکوتی آیت الله بهجت بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد ! ![]()
روز ی سوراخ کوچکی در یک پیله (پیله ی پروانه)ظاهر شد . شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه را برای بیرون امدن از سوراخ کوچک پیله تماشا کرد . ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید خسته شده است و دیگر نمیتواند به تلاشش ادامه بدهد ان شخص مصمم شد که به پروانه کمک بکند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و و بالهایش چروکیده بودند . ان شخص به تماشای پروانه ادامه داد .او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه ی او محافظت کند اما این چنین نشد و در واقع پروانه ناچار شد تمام عمر خود را روی زمین بلغزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . ان شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز ان را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به ان وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد .
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم . اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم –به اندازه ی کافی قوی نمی شدیم وهرگز نمی توانستیم پرواز کنیم "
کوه بلندی بود که لانه ی عقابی با چهار تخم که بر بلندای ان قرار داشت . یک روز یکی از تخم ها به پایین لغزید و به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود . مرغ و خروس ها از ان تخم مراقبت کردند و جوجه عقاب از ان بیرون امد .جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که باور کرد چیزی جز یک بچه خروس نیست او زندگی و خانواده ای که با انها زندگی می کرد دوست داشت اما چیزی از درون وی فریاد میزد "که تو بیش از این هستی "
تا اینکه روزی متوجه چند عقاب در اسمان شد که در اسمان اوج میگرفتند و پرواز می کردند . عقاب اهی کشید و گفت "ای کاش من هم میتوانستم پرواز کنم ..مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند:تو یک خروسی و خروس هرگز نمی تواند بپرد .
اما عقاب همچنان به اسمان و خانواده ی واقعیش در اسمان نگاه میکرد و در ارزو ی پرواز به سر میبرد .اما هر موقع عقاب از ارزویش سخن میگفت به او میگفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد و بعد از مدتی دیگر به پرواز فکر نکرد و بعد از سالها زندگی خروسی از دنیا رفت .........
تو همانی که می اندیشی هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویاهایت برو و به یاوه های مرغ و خروس ها (یعنی همان اطرافیان و دوستان )فکر نکن.![]()
![]()
![]()
کسی که ارزوهایش سودمند است ثروتمند است."ولتر"
بهترین سیاست صداقت است."سروانتس"
بالاترین بخشش ها رسانیدن حق است به صاحبش."حضرت علی(ع)"
انکه امید را از دست میدهد خیلی چیزها را از دست می دهد ."مثل اسپانیایی"
اگر میخواهی خوشبخت باشی جز انکه برایت محیاست ارزو مکن."لمارشفوکود"
امید نان روزانه ی ادمی است ."تاگور"
تا رمقی در جان باقی است امیدی هست."مثل انگلیسی"
گریه چرا؟فتح را ارزو کنید."استفی گریکن"
مقصرترین افراد کسانی هستند که روح ناامید دارند ."ناپلئون"
همیشه باید با واقعیت زیست نه با وهم و خیال."مری استوارت"
رودخانه های عظیم نیروی خود را به جویبار های کوچک مدیونند ."مثل یوگوسلاوی"
کسیکه خیر دیگران را تامین کند خیر خود را تامین کرده است ."کنفوسیوس"
میان ادمیان چیزی نیست جز دیوارهایی که خود ساخته اند "تولستوی"
از خوشبختی ها اخلاق نیکوست."حضرت محمد(ص)"
یک صلوات بفرستید...
خوشبختی مثل توپ فوتبال است وقتی می رود ما به دنبالش می رویمو وقتی می ایستد ما به ان لگد می زنیم.
برای دوستت همه ی محبتت را ظاهر نکن چون با اندک تغییری تو را دشمن می دارد."سقراط"
دوستان جدید پیدا کنید اما دوستان قدیمی را هم حفظ کنید اینها نقره و انها طلا هستند .
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگد مال کنید اما محال است که بتوانید عطر ان را از فضا محو کنید"ولتر"
طلا را با اتش.زن را با طلا. و مرد را با زن امتحان کنید."فیثاغروث"
مطمئن باش که خداوند در زمانی برای گفتن حرفی بجا و شجاعانه شرایطی برایت فراهم میکند که هرگز فکرش را هم نمیکنی."بروس ویل کنسن"
دانایان می کوشند خود را همرنگ محیط کنند ولی دیوانگان سعی میکنند محیط را به رنگ خود در بیاورند ."اندره مورای"
اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلب ها به طور معمول با کلماتی می شکنند که ناگفته می مانند .
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است.
انسان عادی مثل شهری است 100دروازه که تقدیر از هر دری بر وی وارد می شود اما فرد حکیم همانند کاخی است یک در که تقدیر قبل از ورود به ان در میزند."مترلینگ"
هیچ میدانی فرصتی که از ان بهره نمیگیری ارزوی دیگران است؟؟؟
زندگی خود را به مدرسه ای تبدیل کنید برای یاد گرفتن.
پیامبر(ص)فرمود:همانا راستی انسان را به سوی نیکوکاری رهنمایی میکند .و نیکوکار ی انسان را به سوی بهشت رهنمون می کند و همانا شخص راست می گوید تا اینکه در نزد خداوند بسیار راستگو و صدیق نوشته شود .دروغ انسان را به معاصی و گناهان سوق میدهد و گناهان انسان را به سوی دوزخ میگشاند . شخص همانا دروغ میگوید تا در پیشگاه خداوند کذاب و بسیار دروغگو نوشته می شود .
پیامبر فرمود»:ترک کن انچه را که تو را به شک می اندازد و چنگ زدن به چیزی که تو را به شک نمی اندازد .چون راستی اطمینان و ارامش خاطر است و دروغ شک است .
رسول الله فرمودند:از خدا بترس هر کجا که بودی و به دنبال بدی نیکی کن تا ان را محو نماید و با مردم به شیوه ی نیکو و اخلاق حسنه رفتار کن .
و نیز میفرمایند:بیاد خدا باش او را در برابر خود می یابی .در هنگام فراخی خدا را بشناس تا در سختی ها تو را بشناسد . و بدان انچه که باید به تو برسد حتما "رسیدنی است . و بدان که یاری و مدد و صبر .پایداری و گشادگی با سختی و دشواری با اسانی است.
زیرک کسی است که نفس خود را محاسبه نموده و برای زندگی بعد از مرگ کار کند و ناتوان کسی است که نفسش را به دنبال ارزوها و هوای خویش کشاند و از خدا امید داشته باشد .
همانا دنیا شیرین و سبز است (زرق و برق دارد)خداوند شما را در ان خلیفه ساخته است تا ببیند که چگونه عمل میکنید .پس بترسید از دنیا و از زن ها .چرا که اواین ابتلای بنی اسرائیل درباره ی زن ها بود .
مردی به بهشت وارد می شود که دلش مثل دل های پرندگان است."
رسول خدا وقتی از خانه بیرون میرفتند می فرمودند:بسم االله و توکلت علی الله..بنام خدا و توکل نمودم بر خدا .بار خدایا پناه می جویم به تو از اینکه گمراه کنم یا گمراه شوم .لغزش کنم و یا دیگری را بلغزانم .ظلم کنم یا بر من ظلم شود .کار جاهلانه انجام دهم و یا بر من انجام داده شود .
بشتابید به انجام اعمال صالح.پیش از انکه فتنه هایی ظهار شود و مانند پاره های شب تاریک که شخص صبح میکند در حالیکه مومن است و به هنگام شام کافر می شود و شب را مومن می گذارند و صبح کافر می گردد و دین خود را در برابر متاع کمی میفروشد (مثل اینکه رسول خدا از ماهواره ها ی امروزی خبر داشته که مردم شبا میذارن).
پیش از 7 چیز به انجام اعمال صالحه بشتابید:ایا انتظار می کشید که مگر فقری را که شما را به فراموشی وادارد یا ثروتی که شما را طغیانگر سازد یا بیماری که وجودتان را فاسد کند یا پیری که شما را خرف کند یا مرگی که شما را به شتاب در بیاورد یا دجال (مرد حیله گری که در زمان غیبت امام عصر مردم را فریب می دهد)را که بدترین غایبی است که انتظارش را می کشند یا قیامت"که حقا قیامت بزرگترین ازمون و تلخ ترینشان است./ "از کتاب ریاض الصالحین"ادامه دارد...
تا بهار نیامده باید خاکهای باغچه دلهامان را زیر و رو کنیم بذری بپاشیم ، آبی بدهیم و در انتظار بهار بمانیم .
بهار فصل بذر پاشیدن نیست .
فصل به جوانه نشستن است . فصل شکفتن و روئیدن است .
بهار که بیاید دیگر بذری به کار نخواهد آمد . باید قبل از آمدنش دلهایمان را زیر و رو کنیم .
هرچه وسعت دلهامان بیشتر ، گلهای نیکوی باغچه مان بیشتر و زیباتر.
هرچه دلمان آسمانی تر ، گلهای باغچه مان زنده تر و شاداب تر.
در گوشه ای از باغچه دل بذر ایمان بکاریم و در گوشه ای نهال تقوا بنشانیم .
دانه های گل عفاف و حیا را در گوشه ای بیافشانیم .
باغچه را با دانه گل " عشق به ولایت " تزیین کنیم و قدری هم آب صداقت و اخلاص بر آنها بپاشیم تا بهتر بروید و باغچه مان زیباتر شود و بهار ، باغچه وجودمان را بپسندد و به میهمانی دلمان بیاید .
میگویم روزی که بهار بیاید باغچه بی بذر میماند و پوسیده .
باور کنید که بهاری نخواهد شد بهار به چنین باغچه ای سر نخواهد کشید .
روزی که سبز ترین و زنده ترین بهار هستی بیاید ، روز که روشنترین آیه پرورگار ظهور کند ،
آنروز دیگر ایمان کسی که از قبل ایمان نیاورده فایده ای نخواهد داشت .
آنروز روزیست که مجرمین به سیمایشان شناخته میشوند .
روزی که چهره ها فریاد میزنند و آنچه دردرون دارند بر آینه ظاهر و هویدا میکنند .
بیاییم با نور معرفت آشنا شویم .
بیاییم نورانی شویم و بهاری شویم و دعا کنیم ، جرا که بهار می آید با همه سبزی اش .
با همه روشنی اش .
و سلام به نور خدا که هرگز خاموش نمیشود .
سلام به ذخیره آخرالزمان . سلام به مهدی . به عزیز خدا ، به حبیب خدا .
منبع :http://www.peyambareomid.blogfa.com
و عشــــــــــق صدای فاصله هاست .... صدای فاصله هایی که غرق "ابهامند" .
دچار یعنی ..... " عـــــــــاشـــــــــــق "
عشق های امروزی ، هوس اند یا عشق حقیقی؟
این موضوع رو برای این آپ انتخاب کردم چون یک مشکل خیلی اساسی در جامعه امروز ما ، معنی واقعی عشق هست ! که واقعا کمتر کسی در جامعه امروز هست که معنی واقعی عشق رو بدونه و در جهت معنای واقعیش گام برداره ... ! و فکر میکنم عامل اصلی فساد جامعه، ندونستن معنای حقیقی عشقه !

عشق معطوف به غیر از خود است در حالیکه محور هوس، خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را با هم مقایسه کنید :
- "من" برات می میرم. – برای "من" هیچکس مثل تو نمیشه. – "من" همیشه به فکر توام. – "من" از تو رنجیدم.
در حالیکه در عشق حقیقی ، توجه به حالات و لذتهای خود نیست و خواست و شرایط معشوق جایگزین خود خواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
هوس ، پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است. مثل نیاز به آب ، اکسیژن و .... ولی عشق فراتر از چنین نیازی است. شق فراهم آورنده رشد و خود شکوفایی فرد است. لذا فرد عاشق خود را "خــــــــوار" نمی کند، کوچک نمیکند.
عشـــــــــق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل میشود.
شاید در فیلم ها شنیده ودیده باشید که فردی می گوید : "من عشق را گدایی نمی کنم"
عشق حقیقی محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علایق، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خود کرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است !!!
از همه مهمتر ... عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است، یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار ، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می اید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق نعقد میشود.
بعضی ها می گویند : "اول باید عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟"
فرد هیچ وقت قادر به شناخت صحیح طرف مقابلش نیست. و پس از فروکش کردن احساسات پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیات را درک میکند.
عاشق خود را ملزم میداند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق واقعی درپی امیال خود نیست .
عشق هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت رنگی بود
چنین مواردی از نشانه های هوس هستند : زودرنجی، قهر و اشتی، دل خوری، نگرانی، تردید، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چندین نفر ارتباط صمیمی و عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف فرد مقابل و .... ، همه از علایم هوس اند. در حالیکه عشق حقیقی ، قامتی رعناتر ، بزرگتر، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر* ارامش بخش* است و نگرانی از دست رفتن ندارد ! عشق هایی که نگران آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج است و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوس ها هستند که محور "من" در آنها قوی است. یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد نه معشوق :
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علت های ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین ما ، افراد، و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری با "پنهان کاری" ، تعرض، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی، مشکل شغل، تحصیل، روابط خانوادگی و .... همراه شد باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق واقعی به آنها معرفی کرده و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناک تر و فجیع تر به همراه دارد.
عشق دریایی است ... قعرش ناپدید !!!


